انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1019 100 1

Biddable

تلفظ Biddable
تلفظ Biddable به آمریکایی/ˈbɪdəbl̩/ تلفظ Biddable به انگلیسی/ˈbɪdəbl̩/

معنی: رام، فرمانبردار، مطیع، پیشنهادشدنی
معانی دیگر: دربازی ورق دارای دست قوی که قابل توپ زدن باشد

بررسی کلمه Biddable

صفت ( adjective )
مشتقات: biddably (adv.), biddability (n.)
(1) تعریف: willing to do another's bidding; amenable; obedient.
متضاد: disobedient, recalcitrant, uncooperative, willful
مشابه: docile

(2) تعریف: in card games, capable of being bid on.

- a biddable hand in bridge
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] یک دست biddable روی پل
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] یک دست قابل اعتماد در پل
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه Biddable در جمله های نمونه

1. Valerie was the most biddable of daughters.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] والری \"most دختر بود\"
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]والری بیشترین تعداد دختران را داشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Most professionals were a deferential, biddable lot.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بسیاری از افراد حرفه‌ای احترام زیادی داشتند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اکثر حرفه ای ها یک مقدار بسیار محرمانه و قابل قبول بودند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. She found Hyacinth, placid and biddable, an agreeable playmate and Mada Joyce a fine source of entertainment.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او hyacinth، متین و biddable، همبازی خوبی پیدا کرد و با Mada که از آن لذت بخش بود، لذت بخش بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او هیسینت را پیدا کرد، جادو و جادوگر، دوست داشتنی دوست داشتنی و مادا جویس، منبع خوبی از سرگرمی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. For years she'd been so meek, so biddable to this man, and all for what?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سال‌ها بود که این مرد بسیار بردبار و با این مرد مهربان بود، و برای چه؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سالهاست که او خیلی آرام بوده است، بنابراین برای این مرد قابل مقایسه است و همه چیز برای چه؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. A more gentle and biddable invalid. can Kingsley.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] یه ادم ملایم‌تر و biddable کینگزلی میتونه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نامناسب تر و نامناسب تر می تواند Kingsley باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Intelligent, keen and biddable, with a strong will to please. Kindly nature, with no trace of aggression or undue shyness.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]باهوش، مشتاق و مشتاق، با اراده قوی طبیعت مهربان، بدون هیچ ردی از خشونت و یا خجالت بی‌مورد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هوشمند، مشتاق و قابل قبول، با خواست قوی لطفا لطفا طبیعت، بدون هیچ گونه تهاجمی یا خجالتآور بودن
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Your brother, on the other hand, was as biddable as a shepherd's dog.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برادر شما در طرف دیگر مثل سگ چوپان نمایان بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برادر شما، از سوی دیگر، به عنوان یک سگ چوپان بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. She was biddable, tractable. If Michael found some slight task for her to do, she did it without comment, without complaint, but then she would return to her chair.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او در آن حالت biddable و tractable بود اگر مایکل وظیفه کوچکی برای انجام دادن داشت، این کار را بدون اظهار نظر انجام می‌داد، بدون شکایت، اما بعد به صندلی‌اش باز می‌گشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او قابل پرداخت بود، قابل اجتناب بود اگر مایکل بعضی از کارهای کوچک را برای او انجام داد، او بدون نظر بدون شک شکایت کرد، اما بعد به صندلی برگشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. A more gentle and biddable invalid. can hardly be conceived(Henry Kingsley.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آدم more و biddable است به سختی می‌تواند درک شود (هنری کینگزلی)
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نامناسب تر و نامناسب تر به سختی می توان درک کرد (هنری کینگلی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Lucinda was tall and beautiful, and most times obedient and biddable.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]لوسیندا بلند و زیبا بود و اغلب مطیع و biddable
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]لوسیندا بلند و زیبا بود و اغلب اوقات مطیع و قابل قبول بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Men are seen as the enemy and are fought through re-education away from the colonialist ideas that women should be quiet and biddable.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مردان به عنوان دشمن دیده می‌شوند و از طریق آموزش مجدد از عقاید استعماری فرار می‌کنند که زنان باید ساکت و آرام باشند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مردان به عنوان دشمن شناخته می شوند و از طریق بازآموزی دور از ایده های استعمارگرانه که زنان بایستی آرام و قابل قبول باشند، مبارزه می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. These strong-eyed dogs have been bred to work in this style. They have also been bred for working temperament, to be biddable working for and with their handler.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این سگ‌های با چشم قوی برای کار کردن در این سبک پرورش داده شده‌اند آن‌ها همچنین برای خلق و خوی کار، برای کار کردن با مربی خود پرورش داده شده‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این سگ های با چشم های روشن به این سبک کار می کنند آنها همچنین برای خلق و خوی کار می کنند تا بتوانند با کارکنان خود کار کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Good natured, placid in basic disposition and fond of children, very devoted, obedient, biddable and eager to work.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مهربان، آرام، با خلق و خوی ابتدایی و دوست داشتن بچه‌ها، بسیار وفادار و مشتاق و مشتاق کار بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خوشبختی، آرامش در موقعیت اساسی و علاقه به فرزندان، بسیار متعهد، مطیع، قابل قبول و مشتاق به کار است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. In truth, the Chinese couldn't believe their luck in finding such a naive and biddable partner as Kissinger.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در حقیقت، چینی‌ها نمی‌توانند شانس خود را در یافتن یک شریک ساده و biddable به عنوان Kissinger باور کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در حقیقت، چینی ها نمیتوانند شانس خود را در پیدا کردن چنین شریکی ساده و دلنشین به عنوان کیسینجر باور کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Biddable

رام (صفت)
domestic , tame , amenable , docile , meek , manageable , obedient , biddable , treatable , governable
فرمانبردار (صفت)
subordinate , obedient , biddable , obsequious
مطیع (صفت)
subordinate , subject , conformable , docile , obedient , submissive , limber , biddable , dutiful , duteous
پیشنهادشدنی (صفت)
biddable

معنی کلمه Biddable به انگلیسی

biddable
• able to be bid on; obedient

Biddable را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی Biddable

مقداد سلمانپور ١٩:٢٠ - ١٣٩٧/١٠/١٨
موارد قابل پیشنهاددهی
|

پیشنهاد شما درباره معنی Biddable



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

سارا > چیپ
محمد عرب > Creepin
عباس زارعی > came in
مم > croissant
Mohammadreza Akbarian > moisturising
Mohammadreza Akbarian > geographical
hamid > brushstrokes
اسی > شیشه مخدر

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی biddable
کلمه : Biddable
املای فارسی : بیددبل
اشتباه تایپی : ذهییشذمث
عکس Biddable : در گوگل


آیا معنی Biddable مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )