برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1292 100 1

Biopsy

/ˈbaɪapsi/ /ˈbaɪɒpsi/

معنی: بافت برداری، زنده بینی، ازمایش میکروسکپی بافت زنده
معانی دیگر: (برداشتن بافت زنده برای آزمایش و شناخت بیماری) بیوپسی، تکه برداری

بررسی کلمه Biopsy

اسم ( noun )
حالات: biopsies
مشتقات: biopsic (adj.)
• : تعریف: the cutting of tissue from an animal or person for study, esp. in seeking evidence of disease.

واژه Biopsy در جمله های نمونه

1. A biopsy is usually a minor surgical procedure.
[ترجمه ترگمان]نمونه‌برداری معمولا یه روش جراحی کوچیکه
[ترجمه گوگل]بیوپسی معمولا یک روش جراحی کوچک است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. To limit sampling error, we took multiple biopsy specimens at standardised sites.
[ترجمه ترگمان]برای محدود کردن خطای نمونه‌گیری، از نمونه‌های نمونه‌برداری چندگانه در محل‌های استاندارد استفاده کردیم
[ترجمه گوگل]برای محدود کردن خطای نمونه گیری، نمونه های بیوپسی چندگانه را در سایت های استاندارد انجام دادیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Eighteen patients had a skin biopsy or had a lesion removed, but no tests other than the usual histological examination were necessary.
[ترجمه ترگمان]هجده بیمار یک نمونه‌برداری از پوست داشتند یا جراحت برداشته بودند، اما نه آزمایش‌هایی انجام داده بود و نه آزمایش‌هایی انجام داده بود
[ترجمه گوگل]هجده بیمار بیوپسی پوست داشتند یا ضایعات داشتند اما آزمایشات غیر از آزمایشات بافت شناسی معمول ضروری بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. In 20, the biopsy was repeated and showed improvement after the beginning of a gluten free d ...

مترادف Biopsy

بافت برداری (اسم)
biopsy
زنده بینی (اسم)
biopsy
ازمایش میکروسکپی بافت زنده (اسم)
biopsy

معنی Biopsy در دیکشنری تخصصی

biopsy
[علوم دامی] بیوپسی ؛ تهیه نمونه های بافتی از حیوان زنده برای برسی کلینیکی
[بهداشت] بیوپسی

معنی کلمه Biopsy به انگلیسی

biopsy
• removal and study of a tissue sample for diagnostic purposes (medical)
core biopsy
• (medicine) removal of a piece of a lump or a tissue sample using a large needle for diagnostic purposes
excisional biopsy
• (medicine) surgical removal of an entire lump or suspicious area or tissue for diagnosis
surgical biopsy
• biopsy performed surgically

Biopsy را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Dictionary
[پزشکی] :نمونه برداری از بافت بدن
Bx
عمل جراحی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی biopsy
کلمه : biopsy
املای فارسی : بیوپسی
اشتباه تایپی : ذهخحسغ
عکس biopsy : در گوگل

آیا معنی Biopsy مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )