انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1043 100 1

Blizzard

تلفظ blizzard
تلفظ blizzard به آمریکایی/ˈblɪzərd/ تلفظ blizzard به انگلیسی/ˈblɪzəd/

معنی: کولاک، کولاک شدید، باد شدید توام با برف
معانی دیگر: بوران (برف و باد شدید)، توفان برف، برف توفان، دمه

بررسی کلمه Blizzard

اسم ( noun )
(1) تعریف: a heavy and widespread snowstorm of lengthy duration.
مشابه: hailstorm, snow, snowstorm, storm

- There was no school for a week because of the blizzard.
ترجمه کاربر [ترجمه 💟💟💟] به دلیل کولاک شدید، برای یک هفته هیچ مدرسه ای باز نبود.
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] یک هفته بود که دیگر مدرسه در کار نبود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] برای یک هفته هیچ مدرسه ای وجود نداشت به دلیل حصیری
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- I can't believe you were able to drive home in that blizzard.
ترجمه کاربر [ترجمه بیتا] من نمیتوانم باور کنم توتوانستی در آن کولاک به طرف خانه رانندگی کنی
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] باورم نمی‌شه که تونستی تو اون طوفان رانندگی کنی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] من نمی توانم باور شما قادر خواهید بود برای رانندگی خانه که کولاک بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: a violent, intensely cold windstorm, producing heavy snowfall and ice.
مشابه: gale, hailstorm, squall, storm, tempest, windstorm

- The blizzard shut down the whole city and did great damage.
ترجمه کاربر [ترجمه بیتا] کولاک شدید کل شهر را نابود کرد و خسارت زیادی به جا گذاشت
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] باد تمام شهر را بست و صدمات زیادی وارد کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] حشره کشیدن کل شهر را خاموش کرد و باعث خسارت زیادی شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه Blizzard در جمله های نمونه

1. we began our hike in a blinding blizzard
ترجمه در بوران کورکننده‌ای پیاده‌روی خود را آغاز کردیم.

2. We once got stuck in a blizzard for six hours.
ترجمه کاربر [ترجمه شیوا] ما یکبار برای شش ساعت در کولاک گیر کردیم
|

ترجمه کاربر [ترجمه Yalda] ما یک بار به مدت ۶ ساعت در کولاک برف گیرافتادیم
|

ترجمه کاربر [ترجمه red.x] ما برای ۶ ساعت در کولاک گیر کردیم
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] ما یه بار ۶ ساعت توی طوفان گیر افتادیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما یک بار در شش ساعت در یک حباب گیر کردیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. We got stuck in a howling blizzard.
ترجمه کاربر [ترجمه Amirali] ما در یک کولاک بزرگ گیر کرده بودیم
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما توی طوفان زوزه کشیدیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما در یک زلزله زرد گیر کرده ایم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. A blizzard was raging but the boy and girl were all bundled up.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]باد شدیدی وزید، اما پسر و دختر همگی خود را جمع و جور کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]حشره کشنده خشمگین بود اما پسر و دختر همه همراه بودند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. We're going to have a blizzard.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]قرا ره کولاک کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما قصد داریم یک حشرهکش داشته باشیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The blizzard was still raging outside.
ترجمه کاربر [ترجمه شیوا] بیرون هنوز کولاک شدید بود
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هوا هنوز در هوا موج می‌زد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]حشره کش هنوز در بیرون خیز بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Mountaineering in a blizzard needs a lot of grit.
ترجمه کاربر [ترجمه شیوا] کوهنوردی در کولاک به دل و جرات زیادی نیاز دارد
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برف در برف به مقدار زیادی خاکستر نیاز دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کوهنوردی در یک کوه نورد نیاز به بسیاری از شن و ماسه دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. A blizzard was blasting great drifts of snow across the lake.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برف زیادی در میان دریاچه دیده می‌شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک حشره کشیدن رانش بزرگی از برف در سراسر دریاچه بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. You'll have to stay here until the blizzard blows itself off.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تو باید اینجا بمونی تا اینکه طوفان خودش رو به باد بده
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شما باید در اینجا بمانید تا زمانی که خس خس خاموش شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Eleanor arrived in the midst of a blizzard.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]الی نور در میان طوفان به راه افتاد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Eleanor در میانه یک گلوله قرار گرفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The blizzard struck the north-east yesterday, causing serious damage.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]طوفان دیروز شمال شرق را لرزاند و خسارات جدی به بار آورد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]زلزله روز گذشته به شمال شرق آسیب زد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. He fought his way through the blizzard.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او از میان طوفان به راه خود ادامه داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او راه خود را از طریق زلزله زد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The blizzard forced them to delay their summit bid.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کولاک آن‌ها را وادار به به تعویق انداختن پیشنهاد اجلاس خود کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]حواس پرتی آنها را مجبور کرد تا پیشنهاد اجلاس سران خود را به تعویق انداخت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. We got stuck in a blizzard.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] تو کولاک گیر افتادیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما در یک فریزر گیر کرده ایم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Blizzard

کولاک (اسم)
storm , blizzard , ice storm
کولاک شدید (اسم)
blizzard
باد شدید توام با برف (اسم)
blizzard

معنی Blizzard در دیکشنری تخصصی

blizzard
[عمران و معماری] بوران
[زمین شناسی] طوفان برف ، بوران طوفانی از برف گرد آلود ، گاهی همراه با بلورهای کوچک یخ ، که به وسیله باد فوق العاده شدیدی رانده شده و عملا قدرت دید را به صفر میرساند
[کوه نوردی] دمه ، بوران
[آب و خاک] بوران، کولاک

معنی کلمه Blizzard به انگلیسی

blizzard
• severe snowstorm
• a blizzard is a storm in which snow falls heavily and there are strong winds.
blizzard entertainment®
• company established in 1994 that publishes entertainment software (headquarters in irvine, california)

Blizzard را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

M.N ١٥:٤٩ - ١٣٩٧/٠٣/٠٨
کولاک با بارش بسیار برف و باران
|

کیمیا ٢٢:٢٦ - ١٣٩٧/٠٥/٢٦
باد و طوفان شدید کولاک
|

ندیمه امیدی ١٤:٤٨ - ١٣٩٧/٠٦/٠٣
باد شدید همراه برف
|

amir ١٧:٥٢ - ١٣٩٧/٠٦/١٢
کولاک بسیار شدید
|

neymarjt ٢٠:٣٦ - ١٣٩٧/٠٨/٢٩
a very bad storm with a lot of snow
|

امیر ١١:٣٨ - ١٣٩٧/٠٩/٠١
A very bad storm with a lot of snow
|

ستایش قربانی ٠٠:٠٧ - ١٣٩٧/١٠/١٤
کولاک با بد های شدید و باران
|

parastoo ١١:٥٨ - ١٣٩٨/٠٣/١١
باد شدید به همراه برف و باران=به زبان عامیانه برف و بوران
|

Zahra Mehraban manesh ١٠:٢٣ - ١٣٩٨/٠٣/١٨
A very bad storm with a lot of snow
|

BB ١٦:٤١ - ١٣٩٨/٠٥/٢٥
A very bad storm with a lot of snow
کولاک
Reach 3
|

محمد ریاحی ١٣:٤٥ - ١٣٩٨/٠٦/٠٢
طوفان برف
|

تلتوهکهلرع ١٥:٤٨ - ١٣٩٨/٠٦/٠٢
کولاک،،،، برف بسیار سنگین ،،،،یخبندان
|

😛 Nashenas 😛 ١٩:١٣ - ١٣٩٨/٠٦/٠٥
برف شدید
|

turkwolf ١٥:٤٣ - ١٣٩٨/٠٦/٠٧
a very bad storm with snow and strong winds
|

النا رنجبر ٢٠:٢٩ - ١٣٩٨/٠٦/١٠
n )Blizzard )
Lots of snow and wend
A big blizzard in the country
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی blizzard
کلمه : blizzard
املای فارسی : بلیزارد
اشتباه تایپی : ذمهظظشقی
عکس blizzard : در گوگل


آیا معنی Blizzard مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )