انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1094 100 1

Bottoms up

تلفظ bottoms up
تلفظ bottoms up به آمریکایی تلفظ bottoms up به انگلیسی

واژه Bottoms up در جمله های نمونه

1. He drank his whiskey almost bottoms up.
ترجمه کاربر [ترجمه سعید پارساپور ] او ویسکیش را تا ته سرکشید.
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]لیوانش تقریبا پاچه شلوارش را نوشید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او ویسکی خود را تقریبا به سمت پایین نوشید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Spaced evenly from the bottom up, concentric rings of black crow feathers rise to the top of the cairn.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از کف زمین، دایره‌های concentric و concentric از پره‌ای سیاه بلند به بالای سنگ قبر بلند می‌شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]از پایین به بالا به طور مساوی، حلقههای کانتینریال از پرتوی کلاغ سیاه بالا می روند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. On houses with warm roofs, the melting occurs from the bottom up, creating the ice dam.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در خانه‌ها با پشت‌بام‌های گرم، آب شدن از کف به بالا روی می‌دهد و سد یخی را ایجاد می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در خانه های با سقف های گرم، ذوب از پایین به پایین می رود، ایجاد سد یخی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Show her how to start buttoning from the bottom up.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به او نشان دهید که چطور دکمه را از پایین تکمه کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او را نشان دهید که چگونه از پایین به پایین دکمه را فشار دهید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. By contrast the bottom up approach puts the onus on the employee to do a self appraisal and then discuss it.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در عوض، رویکرد بالا، مسئولیت را بر کارمند تحمیل می‌کند تا یک ارزیابی خود را انجام دهد و سپس آن را مورد بحث قرار دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در مقابل، رویکرد �پایین به بالا�، کارکنان را برای انجام کار خود ارزیابی می کند و سپس آن را مورد بحث قرار می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. She held her pyjama bottoms up with one hand, as wakefulness seeped slowly into her head like a sunrise.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او با یک دست bottoms را بالا گرفت، در حالی که او مثل یک طلوع خورشید به آرامی به سرش نفوذ می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او پیاده روی خود را با یک دست پایین نگه داشته بود، زیرا بیداری به آرامی به سرش مثل طلوع آفتاب افتاد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The one who approach bottoms up, can be to wishing the host, main guest of alcoholic verba, can be the body of any other present alcohol.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کسی که کف را خم می‌کند، می‌تواند آرزو کند که میزبان، مهمان اصلی مشروبات الکلی، تن دیگر الکل کنونی باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کسی که به سمت پایین می رود، می تواند به خواسته میزبان، مهمان اصلی verbatic alcohol باشد، می تواند بدن هر الکل دیگری باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Can tomato sauce excellent point, bottoms up more points.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سس گوجه‌فرنگی می‌تواند نقطه بسیار خوبی باشد و bottoms بیشتر باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]می توانید سس گوجه فرنگی عالی نقطه، پایین تا نقاط بیشتر
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Circulate bottoms up for a sample.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] پاچه خواری رو برای یه نمونه بگیر
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تقریبا به یک نمونه تقسیم می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Sometime, bottoms up the mutual still need to meet with wine cup, quare it is again been called to touch a cup.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بعد از مدتی، هنوز نیاز به ملاقات با یک فنجان شراب وجود دارد، اما دوباره باید آن را لمس کرد تا یک فنجان به دست آید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گاهی اوقات، پایین تر از دو طرف هنوز هم نیاز به دیدار با فنجان شراب، quare آن است که دوباره تماس گرفته شده برای لمس یک فنجان
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Thanks. And to your presence! Bottoms up!
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] ممنون و در پیشگاه شما! ! به سلامتی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با تشکر و به حضور شما! پایین بالا!
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. How long is it to circulate bottoms up?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چقدر طول میکشه تا پاچه خواری کنن؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چقدر طول می کشد تا دندان ها را بچرخانید؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Pass by, drink a white spirit in the Chinese food, the bottoms up has to quaff in one gulp, don't remain remnants alcoholic inside the cup, need not be must such then now.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از سوی دیگر، با نوشیدن یک روح سفید در غذاهای چینی، the که در یک جرعه به سر می‌برند، در داخل فنجان هنوز الکلی باقی نمی‌مانند و نیازی نیست که این کار را هم اکنون انجام دهید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]از طریق یک نوشیدنی روح سفید در غذای چینی نوشیدنی های کم چرب را در یک لیوان بگذارید، بقیه الکل ها را درون فنجان قرار ندهید، نیازی نیست که هم اکنون باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Good for you! Let's have a New Year's toast Bottoms up.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آفرین به تو! بیا به سلامتی جشن سال نو بنوشیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خوش به حالت! بیایید یک تست سال نو را به پایین بکشیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی Bottoms up در دیکشنری تخصصی

bottoms up
[نفت] بالا آمدن گل از ته چاه

معنی کلمه Bottoms up به انگلیسی

bottoms up
• phrase said before taking a drink

Bottoms up را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

سعید پارساپور ١٢:٢٧ - ١٣٩٧/٠٥/٢٩
تا ته سرکشیدن، برو بالا (در نوشیدن مشروب یا آشامیدنیها) ، ته بطری (ظرف ) را در آوردن ،
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر



آیا معنی Bottoms up مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )