برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1276 100 1

Brainstorming

/ˈbreɪnˌstɔːrmɪŋ/ /ˈbreɪnstɔːmɪŋ/

ذهن انگیزی کردن، (در مورد چند نفر) فکرهای خود را روی هم گذاشتن، (قدیمی) تشنجات مغزی و عصبی، آشفتگی های ناگهانی مغزی، فکر بکر، الهام ناگهانی، اندیشه ی ناگهانی و سازنده، طوفان مغزی، (امریکا) گردهمایی که در آن همه (بدون در نظر گرفتن ارشدیت یا نوبت) چاره ها و اندیشه های خود را ابراز می کنند، مشکل گشایی گروهی، اندیشه گشایی، تبادل اندیشه

بررسی کلمه Brainstorming

اسم ( noun )
• : تعریف: a spontaneous and unrestrained discussion by a group of people for the purpose of generating new ideas or solving problems.

- Two hours of brainstorming resulted in a new design for the company's logo.
[ترجمه ترگمان] دو ساعت طوفان فکری به طراحی جدید برای لوگوی این شرکت انجامید
[ترجمه گوگل] دو ساعت از طوفان مغزی منجر به طراحی جدیدی برای لوگو شرکت شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه Brainstorming در جمله های نمونه

1. Brainstorming is a good way of generating ideas.
[ترجمه ترگمان]ایده پردازی روشی خوب برای ایجاد ایده‌ها است
[ترجمه گوگل]طوفان مغزی راه خوبی برای تولید ایده ها است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. We're having a brainstorming session on Friday.
[ترجمه ترگمان]ما روز جمعه جلسه طوفان فکری داشتیم
[ترجمه گوگل]ما در روز جمعه یک جلسه طوفان مغزی داریم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. We need to do some brainstorming before we get down to detailed planning.
[ترجمه ترگمان]ما باید قبل از اینکه به برنامه‌ریزی دقیق برسیم کمی فکر کنیم
[ترجمه گوگل]قبل از اینکه ما به برنامه ریزی دقیق برسیم، باید یک طوفان مغزی را انجام دهیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The idea of a brainstorming session is to look forward.
[ترجمه ترگمان]ایده یک جلسه طوفان فکری این است که به جلو نگاه کنید
[ترجمه گوگل]ایده یک جلسه طوفان مغزی، نگاه کردن به آینده است
[ترجمه شما] ...

معنی کلمه Brainstorming به انگلیسی

brainstorming
• creative thinking and problem solving method in which a number of people get together and spontaneously contribute ideas and solutions
• a brainstorming session is a meeting of people in order to develop ideas together.

Brainstorming را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فریــــــماه رفیعی
ترسیم نقشه ی ذهن
ایده پردازی
محدثه ضمیری
ایده پردازی
علیرضا خلیلیان
اندیشه باران، طوفان فکری، یورش فکری: فن خلاقیت فردی یا گروهی است که در طی آن، با جمع‌آوری فهرستی از ایده‌ها که خودبه‌خود توسط اعضا تولید می‌شود، برای رسیدن به یک جمع‌بندی در مورد یک مسئله تلاش می‌شود. هر فرد می تواند آزادانه فکر کند و هرچه ایده به ذهنش خطور می کند را ارائه دهد. همه ایده ها بدون نقد یادداشت می شوند و سپس مورد ارزیابی قرار می گیرند. امروزه از این اصطلاح، برای اشاره کلی به تمام انواع جلسات ایده‌پردازی استفاده می‌شود.
sudabeh
هجوم افکار ، مشغولیت ذهنی
آرمان
هم اندیشی
مهدی صباغ
هم فکری کردن
مشورت کردن با دیگران
زینب زرمسلک
بارش افکار، طوفان فکری
Morteza
هم فکری
سیروان فیضی
در پژوهش
ایده نگاری
mehdigol3
طوفان ذهنی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی brainstorming
کلمه : brainstorming
املای فارسی : برینسترمینگ
اشتباه تایپی : ذقشهدسفخقئهدل
عکس brainstorming : در گوگل

آیا معنی Brainstorming مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )