برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1327 100 1

Breather

/ˈbriːðər/ /ˈbriːðə/

معنی: مکی، استراحت
معانی دیگر: کسی که به گونه ی ویژه ای دم می زند، (خودمانی) کسی که با تلفن مزاحم دیگران می شود و به جای حرف زدن نفس بلند می کشد، هواکش، رطوبت زدا، تنفس (بین دو کلاس یا دو زمان پر فعالیت)، فرصت نفس کشیدن، مکک

بررسی کلمه Breather

اسم ( noun )
(1) تعریف: a short period of rest.
مشابه: respite

- Let's take a breather and get some coffee.
[ترجمه ترگمان] یه نفسی تازه کنیم و یه کم قهوه بخوریم
[ترجمه گوگل] بیایید نفس بکشیم و قهوه بگیریم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: one who breathes in a specified way.

- He's a mouth-breather, so he snores a lot.
[ترجمه ترگمان] اون یه دهان بازه، واسه همین یه عالمه خروپف می کنه
[ترجمه گوگل] او نفس نفس کشیدن است، بنابراین او بسیار خسته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه Breather در جمله های نمونه

1. a mouth breather
تنفس کننده از دهان

2. Relax and take a breather whenever you feel that you need one.
[ترجمه ترگمان]آروم باش و یه نفسی عمیق بکش هروقت احساس می‌کنی به یکی نیاز داری
[ترجمه گوگل]آرامش و نفس کشیدن هر زمان که احساس می کنید که نیاز به یکی دارید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The weekend will give me a slight breather to finish this work in.
[ترجمه ترگمان]آخر این آخر هفته باید یه نفسی تازه کنم تا کارم رو تموم کنم
[ترجمه گوگل]آخر هفته برای من این کار را به پایان خواهد رساند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Let's have / take a breather for a few minutes.
[ترجمه ترگمان]بذار یه استراحتی بکنیم
[ترجمه گوگل]اجازه دهید چند دقیقه طول بکشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Tell me when you need a breather.
[ترجمه ترگمان] وقتی یه نفسی بکشی بهم بگو
[ترجمه گوگل]به من بگویید هنگامی که شما نیاز به نفس کشیدن
[ترجمه ...

مترادف Breather

مکی (اسم)
pause , halt , intermittence , backset , check , breather , cunctation , delay
استراحت (اسم)
rest , relaxation , breather , respite , repose , recumbency , surcease

معنی Breather در دیکشنری تخصصی

Breather
[مهندسی گاز] هواکش ، دریچه تنفس
[پلیمر] ورقه نفوذ دهنده هوا
[معدن] روش لوله وزش (نگهداری)

معنی کلمه Breather به انگلیسی

breather
• pause for breath, short break
• if you take or have a breather, you stop what you are doing for a short time and have a rest; an informal word.
breather pipe
• tube through which one can breathe air (under water)

Breather را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی breather
کلمه : Breather
املای فارسی : بریتهر
اشتباه تایپی : ذقثشفاثق
عکس Breather : در گوگل

آیا معنی Breather مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )