انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 921 100 1

بررسی کلمه Bulletin board

اسم ( noun )
• : تعریف: a board, usually hung on a wall, on which items such as notices or advertisements are displayed.

- She put up a notice on the bulletin board to try to sell her car.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] او به تابلوی اعلانات اشاره کرد و سعی کرد ماشینش را بفروشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او روی تابلوهای تبلیغاتی قرار داد تا سعی کند ماشینش را به فروش برساند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه Bulletin board در جمله های نمونه

1. The students put up a poster on the bulletin board.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دانش آموزان یک پوستر روی تابلوی اعلانات نصب کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دانش آموزان یک پوستر در هیئت مدیره بولتن قرار داده اند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. The Internet is the largest computer bulletin board in the world.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اینترنت بزرگ‌ترین تابلوی اعلانات کامپیوتر در جهان است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اینترنت بزرگترین هیئت مدیره رایانه در جهان است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. The secretary tacked a meeting notice on the bulletin board.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]منشی یادداشت را روی تابلوی اعلانات نصب کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]وزیر امور خارجه در مورد جلسه اطلاع رسانی در باره هیئت مدیره اعلام کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. We read the notice on the bulletin board.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] ما متوجه تابلوی اعلانات شدیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما این اطلاعیه را در هیئت مدیره بولتن خواندیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. We read the declaration posted on the bulletin board.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما بیانیه رو که روی تابلوی اعلانات نوشته شده رو خونده بودیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما اعلامیه ای که در هیئت مدیره بولتن منتشر شده است را می خوانیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The exam results were posted on the bulletin board yesterday.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نتایج آزمون دیروز بر روی تابلوی اعلانات نصب شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نتایج امتحانات دیروز در بولتن منتشر شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The bulletin board was covered with messages.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تابلوی اعلانات اتاق را پر کرده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بولتن خبری با پیام ها پوشانده شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. If you use a computer bulletin board, the responses can go there.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اگر از یک تابلوی اعلانات کامپیوتر استفاده می‌کنید، پاسخ‌ها می‌توانند به آنجا بروند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگر شما از یک هیئت مدیره رایانه استفاده می کنید، پاسخ ها می توانند به آنجا بروند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. To call a local computer bulletin board, you would use: A. . The Terminal program in Windows.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برای تماس با یک تابلوی اعلانات کامپیوتر محلی، می‌توانید از آن استفاده کنید: یک برنامه پایانه در ویندوز
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای تماس با یک بولتن تبلیغاتی محلی، از A استفاده کنید برنامه ترمینال در ویندوز
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The ideal bulletin board is a local call away, with a crowd you like and lots of cool shareware for downloading.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تابلوی اعلانات ideal یک تماس محلی است، با جمعیتی که شما دوست دارید و تعداد زیادی نوشیدنی خنک برای دانلود آن وجود دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بولتن ایده آل یک تماس محلی است، با جمعیتی که دوست دارید و مقدار زیادی از نرم افزار سرد برای دانلود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The packet is posted on the electronic bulletin board, and Felton himself reads them all, responding to many himself.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این بسته در صفحه بولتن الکترونیک پست شده‌است، و فلتون خودش همه آن‌ها را می‌خواند و به بسیاری از خودش پاسخ می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این بسته بر روی بولتن الکترونیکی قرار می گیرد و خود فلتون همه آنها را می خواند و به بسیاری از آنها پاسخ می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Instead of answering she walked to the bulletin board and pinned up the clipping.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به جای جواب دادن به تابلوی اعلانات به تابلوی اعلانات اشاره کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به جای پاسخ دادن، او به هیئت مدیره راه می رفت و قطع می کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. I hung it up on my bulletin board.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من آن را روی تابلوی اعلانات نصب کردم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من آن را بر روی بولتن من گذاشتم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. She finds her answer on the bulletin board where the job as varsity basketball coach is posted.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او پاسخ خود را در تابلوی اعلانات که در آن شغل به عنوان مربی بسکتبال در حال پست کردن است، پیدا می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او پاسخ خود را در باره هیئت مدیره که در آن کار به عنوان مربی بسکتبال واریتس ارسال شده است پیدا می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی Bulletin board در دیکشنری تخصصی

bulletin board
[سینما] تخته اعلان - تخته اعلانات
[کامپیوتر] تخته بولتن ؛ تابلوی اعلانات ( electronic bulletin board )
[کامپیوتر] سیستم تخته بولتن
[کامپیوتر] یک سیستم کامپیوتری که لیستی از پیام های تلفن زده شده مردم را نگهداری می کند .

معنی کلمه Bulletin board به انگلیسی

bulletin board
• board where public notices can be posted, board for hanging announcements
• a bulletin board is the same as a noticeboard; used in american english.
bulletin board system
• computer which supplies data communications services, bbs
public bulletin board
• place where public announcements can be posted

Bulletin board را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی Bulletin board

احسان ا ٠٥:٣٠ - ١٣٩٨/٠٣/٠٤
تابلوی اعلانات یا اطلاعیه ها
|

پیشنهاد شما درباره معنی Bulletin board



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

خیری وند خلیلی منجزی > حاجی وند
یامین > راحیل
محمد > عیسی وند
افشاری > lifelong
کامیلا > کمیلا
رضاعذباشی > آگهی مکتوب
راحیل > سیرو
نگار > نارا

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

توضیحات دیگر

معنی bulletin board
کلمه : bulletin board
املای فارسی : بولتن بورد
اشتباه تایپی : ذعممثفهد ذخشقی
عکس bulletin board : در گوگل


آیا معنی Bulletin board مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )