برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1280 100 1

backbone

/ˈbækˌboʊn/ /ˈbækbəʊn/

معنی: پشت، استقامت، ستون فقرات، استحکام، استواری، تیرهء پشت
معانی دیگر: ستون اصلی، محکم ترین بخش، پشتیبان اصلی، اراده، غیرت، حمیت، دل، (جانورشناسی - کالبد شناسی) ستون فقرات، مهره های پشت، تیره ی پشت، مازن، رشته ی اصلی کوه، دندانه ی اصلی کوه، کوه اصلی در یک رشته کوه یا (سلسله جبال)، کمر

بررسی کلمه backbone

اسم ( noun )
(1) تعریف: the series of bones that run along the center of the back; spinal column; vertebrae.
مترادف: back, rachis, spinal column, spine
مشابه: chine, vertebrae

(2) تعریف: anything similar to a backbone in location, function, support, or appearance.
مترادف: mainstay
مشابه: anchor, basis, cornerstone, foundation, keystone, pillar, prop, spine, strength

- She was the backbone of our project.
[ترجمه ترگمان] او ستون فقرات پروژه ما بود
[ترجمه گوگل] او ستون فقرات پروژه ما بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: strength or firmness of character.
مترادف: character, fortitude, grit, guts, spunk
مشابه: courage, determination, mettle, nerve, resolve, spine, strength

- She showed real backbone in standing up to the government.
[ترجمه ترگمان] او ستون فقرات واقعی را در برابر دولت نشان داد
[ترجمه گوگل] او ستون فقرات را در ایستادن به دولت نشان داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه backbone در جمله های نمونه

1. a man of backbone
مرد پر غیرت

2. banking is the backbone of every country's economy
بانکداری ستون اصلی اقتصاد هر کشور است.

3. he doesn't have the backbone to do it
جرات انجام آن را ندارد.

4. he lacked the necessary backbone for this job
او پشتکار لازم برای این شغل را نداشت.

5. the small people who are the backbone of this country
مردم معمولی که ستون فقرات این کشور را تشکیل می‌دهند

6. Agriculture used to be the economic backbone of this country.
[ترجمه ترگمان]کشاورزی به عنوان ستون اقتصادی این کشور مورد استفاده قرار می‌گرفت
[ترجمه گوگل]کشاورزی به عنوان ستون فقرات اقتصادی این کشور مورد استفاده قرار گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. She stood with her backbone rigid.
[ترجمه ترگمان]او با استقامت و استقامت خود ایستاده بود
[ترجمه گوگل]او با ستون فقرات سخت خود ایستاده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Farmers are the backbone of this community.
...

مترادف backbone

پشت (اسم)
back , rear , support , continuation , sequel , backbone , backside , reverse , dorsum , back part , generation , flesh side , wrong side
استقامت (اسم)
perseverance , assiduity , stamina , backbone
ستون فقرات (اسم)
vertebra , backbone , spine , spinal column , vertebral column , rachis
استحکام (اسم)
resistance , strength , substance , backbone , rigidity , stability , fortification , solidity , stableness , consistency , solidification , consistence , formidability , grit , granite , staying power
استواری (اسم)
constancy , backbone , stability , solidity , stableness , stabilization , fixity , formidability , fastness , immovability , impregnability
تیرهء پشت (اسم)
backbone

معنی backbone در دیکشنری تخصصی

backbone
[کامپیوتر] ستون فقرات - مسیر ارتباطاتی اصلی در یک شبکه گسترده دبیلیو ای ان مجموعه کابلها یا اتصالاتی که بیشتر بار ترافیک مخابراتی را حمل می کند. سایر مسیرهای داده از این مسیر منشعب می شوند
[برق و الکترونیک] ستون فقرات - ستون فقرات زیر ساخت اساسی شبکه ی اینترنت .
[پلیمر] پیکره، استخوان بندی
[زمین شناسی] کوه پشته
[کامپیوتر] ستون فقرات اینترنت .

معنی کلمه backbone به انگلیسی

backbone
• spine; bone marrow; strength of character, determination; physical infrastructure of the internet (computers)
• the backbone of a person or animal is the column of small linked bones down the middle of their back.
• the backbone of an organization or system is the part that gives it its main strength or unity.
• if someone has backbone, they have the courage to do things despite the danger or risk involved.

backbone را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی افراسیابی
شاکله ، اساس ، بنیان
نیازعلی شمس
بنیادی‌ترین بخش
az
پشتوانه
امیررضا
رشته اصلی، شاخه اصلی
محمد سجادی
نقطه قوت چیزی بودن
علی نیک سرشت
اساس و بنیان- بخش اصلی- هسته- مرکز- شاکله

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی backbone
کلمه : backbone
املای فارسی : بککبن
اشتباه تایپی : ذشزنذخدث
عکس backbone : در گوگل

آیا معنی backbone مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )