برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1313 100 1

backbreaking


شاق، کمر شکن، کمر شکن backbreaking work کار کمر شکن

بررسی کلمه backbreaking

صفت ( adjective )
مشتقات: backbreaker (n.)
• : تعریف: requiring exceptional physical effort; exhausting.
مشابه: herculean

- Digging the trench was backbreaking work.
[ترجمه ترگمان] پیدا کردن گودال، کار طاقت‌فرسا بود
[ترجمه گوگل] حفاری ترانشه کار متزلزل بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه backbreaking در جمله های نمونه

1. backbreaking work
کار کمر شکن

2. this heavy workload is backbreaking
این بار سنگین کار کمرشکن است.

3. They endured hours of backbreaking work in miserable conditions.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها ساعت‌ها کار کمرشکن را در شرایط فلاکت باری تحمل کردند
[ترجمه گوگل]آنها ساعت ها کار سخت و سنگین را در شرایط بدبختی تحمل کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Digging the garden is a backbreaking job.
[ترجمه ترگمان]حفاری در باغ کار دشواری است
[ترجمه گوگل]کاوش باغ یک کار متزلزل است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. It is backbreaking, monotonous and requires skill.
[ترجمه ترگمان]این کار پرزحمت، خسته‌کننده و نیازمند مهارت است
[ترجمه گوگل]این متضاد است، یکنواخت و نیاز به مهارت دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. That's backbreaking work and may be too much for us.
[ترجم ...

معنی کلمه backbreaking به انگلیسی

backbreaking
• laborious, strenuous, exhausting

backbreaking را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

یوسف صابری
صعب و دشوار

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی backbreaking
کلمه : backbreaking
املای فارسی : بککبریکینگ
اشتباه تایپی : ذشزنذقثشنهدل
عکس backbreaking : در گوگل

آیا معنی backbreaking مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )