برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1281 100 1

backed

/ˈbækt/ /bækt/

معنی: دارای پشت، پشتی دار، پشت گرم
معانی دیگر: دارای پشتی یا تکیه گاه (معمولا در مورد صندلی و غیره)

بررسی کلمه backed

صفت ( adjective )
• : تعریف: having a back or support (often used in combination).

- a high-backed chair
[ترجمه ترگمان] یه صندلی پشتی بلند
[ترجمه گوگل] یک صندلی با پشت صندلی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه backed در جمله های نمونه

1. backed by bank melli
تضمین شده از سوی بانک ملی

2. he backed into the room
عقب عقب وارد اتاق شد.

3. he backed up his brother's statements
او اظهارات برادرش را تایید کرد.

4. she backed the car into the garage
ماشین را عقب عقب به داخل گاراژ راند.

5. traffic backed up for one kilometer
ترافیک به طول یک کیلومتر انباشته شده بود.

6. he is backed by labor unions
اتحادیه‌های کارگری او را پشتیبانی می‌کنند.

7. He slowly backed his car into the garage.
[ترجمه ترگمان]به آرامی اتومبیل خود را به گاراژ برد
[ترجمه گوگل]او به آرامی خودرو خود را به گاراژ پشت سر گذاشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. He has backed out of the contract.
[ترجمه ترگمان]اون از قرارداد خارج شد
[ترجمه گوگل]او از قرارداد خارج شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The company backed away from plans to cut their pay by 15%.
...

مترادف backed

دارای پشت (صفت)
backed
پشتی دار (صفت)
backed
پشت گرم (صفت)
hopeful , sure , backed

معنی عبارات مرتبط با backed به فارسی

دم گوژپشت یاقوزپشت
گرده ماهی
قوزپشت
razorback دارای پشت نوک تیز
دارای انحنا (مانند زین یا پشت اسب)، زینی، پشت کاو
دارای پشت تورفته

معنی کلمه backed به انگلیسی

backed
• supported; substantiated; moved backwards
• -backed is added to some nouns or adjectives to make an adjective that means supported or kept in power by that thing, group, or country.
• -backed is added to some nouns or adjectives to make an adjective that describes the back of an object.
backed him up
• supported him, stood behind him
backed off
• withdrew, pulled back
backed up
• reinforced, having backing, having support or assistance

backed را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

a.r
تحت حمایت
adj. having a back, backing, setting, or support. often used in combination
محدثه فرومدی
مورد حمایت، در حمایت، حمایت‌شده، پشتیبانی‌شده، مورد پشتیبانی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی backed
کلمه : backed
املای فارسی : بککد
اشتباه تایپی : ذشزنثی
عکس backed : در گوگل

آیا معنی backed مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )