برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1285 100 1

backtrack

/ˈbækˌtræk/ /ˈbæktræk/

معنی: عدول کردن، رد گم کردن، عهد شکستن
معانی دیگر: (امریکا)، از همان راه رفته بازگشتن (مثلا برای یافتن چیز گمشده)

بررسی کلمه backtrack

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: backtracks, backtracking, backtracked
(1) تعریف: to retrace one's previous route.
مشابه: double

(2) تعریف: to go back to an earlier opinion or policy.
مشابه: about-face

واژه backtrack در جمله های نمونه

1. We went the wrong way and had to backtrack till we got to the right turning.
[ترجمه ترگمان]ما راه را اشتباه رفتیم و تا رسیدن به طرف راست به راه افتادیم
[ترجمه گوگل]ما به شیوه اشتباه رفتیم و مجبور شدیم به عقب برگردیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. She refused to backtrack from her criticisms of the proposal.
[ترجمه ترگمان]او از انتقادات خود در مورد این پیشنهاد خودداری کرد
[ترجمه گوگل]او از نقد انتقادی خود از پیشنهاد خودداری کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Can we just backtrack a little bit and look at your primary and secondary education?
[ترجمه ترگمان]میشه فقط کمی backtrack و به تحصیلات اولیه و متوسطه خودت نگاه کنی؟
[ترجمه گوگل]آیا می توانیم کمی به عقب بر گردیم و به آموزش ابتدایی و متوسطه خود نگاه کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. We had to backtrack to the corner and cross the street.
[ترجمه ترگمان]مجبور شدیم به گوشه‌ای برگردیم و از خیابان عبور کنیم
[ترجمه گوگل]ما مجبور شدیم به گوشه برسیم و از خیابان عبو ...

مترادف backtrack

عدول کردن (فعل)
swerve , dodge , obviate , avoid , elude , shirk , back out , backtrack , deviate , weasel , flinch , skive
رد گم کردن (فعل)
backtrack
عهد شکستن (فعل)
backtrack , forswear , perjure , violate a treaty , breach one's promise

معنی backtrack در دیکشنری تخصصی

backtrack
[ریاضیات] از آخر به اول برگشتن، در جهت عکس پیمایش کردن، به بالا برگشتن

معنی کلمه backtrack به انگلیسی

backtrack
• go backwards; retrace one's footsteps or path
• if you backtrack on a statement or a decision you have made, you change your mind and no longer stand by it.
• if you backtrack, you go back along a path or route you have just used, often to find something that you have lost.

backtrack را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فیض
عقبگرد کردن
میلاد علی پور
عقب نشینی کردن،نظر خود را تغییر دادن
میثم علیزاده
حرف خود را پس گرفتن، از موضع خود عقب نشینی کردن، از راه رفته بازگشتن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی backtrack
کلمه : backtrack
املای فارسی : بککترکک
اشتباه تایپی : ذشزنفقشزن
عکس backtrack : در گوگل

آیا معنی backtrack مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )