برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1288 100 1

baffling

واژه baffling در جمله های نمونه

1. An apple tree producing square fruit is baffling experts.
[ترجمه ربیعی] درختی که سیب مربعی شکل می‌دهد کارشناسان را سردرگم کرده است.
|
[ترجمه ترگمان]یک درخت سیب که میوه چهارگوش دارد متخصصان را گیج می‌کند
[ترجمه گوگل]یک درخت سیب که میوه مربع را تولید می کند، کارشناسان را ناراحت می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I found what he was saying completely baffling.
[ترجمه ربیعی] حرف هایی که او می‌زد از نظر من کاملاً گیج کننده بود.
|
[ترجمه ترگمان]چیزی که اون داشت کاملا گیج‌کننده بود رو پیدا کردم
[ترجمه گوگل]من متوجه شدم که او کاملا ناراحت بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He put forward a baffling question.
[ترجمه ترگمان]یک سوال گیج‌کننده ...

معنی کلمه baffling به انگلیسی

baffling
• confusing, bewildering
baffling problem
• problem or situation that is confusing and bewildering

baffling را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

بهاره
راز الود و گیج کننده
فواد بهشتی
سردرگم کننده، متحیر کننده - سری
پریوش
مختل کردن
کریمی
گیج کننده ، پیچیده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی baffling مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )