برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1319 100 1

balance due


جمع حساب بدهکار تراز، بدهی

واژه balance due در جمله های نمونه

1. Your written confirmation includes an invoice for the balance due.
[ترجمه ترگمان]تایید نوشته شما شامل یک فاکتور برای تعادل است
[ترجمه گوگل]تایید کتبی شما شامل یک فاکتور برای تعادل است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Any further delay in paying your balance due cannot be accepted.
[ترجمه ترگمان]هرگونه تاخیر بیشتر در پرداخت بالانس شما را نمی توان قبول کرد
[ترجمه گوگل]هرگونه تاخیر بیشتر در پرداخت تعرفه شما قابل قبول نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. This refers to the increase in the Aggregate Balance due to interest payments on Exchange Fund paper.
[ترجمه ترگمان]این به افزایش تعادل کلی ناشی از پرداخت بهره بر روی کاغذ صندوق اوراق بهادار اشاره می‌کند
[ترجمه گوگل]این به افزایش موجودیت انباشتگی به دلیل پرداخت بهره در صندوق اوراق بهادار اشاره دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The variances in trade balance due to variation in the macro variables as well as the exchange rate change are examined by Impulse Response Functions and Variance Decomposition methods.
...

معنی کلمه balance due به انگلیسی

balance due
• amount owed, amount due to be paid

balance due را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ایراندوست
مابه التفاوت
مرتضی
مانده معوق

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی balance due
کلمه : balance due
املای فارسی : بالانس دیو
اشتباه تایپی : ذشمشدزث یعث
عکس balance due : در گوگل

آیا معنی balance due مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )