برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1284 100 1

barmaid

/ˈbɑːrmeɪd/ /ˈbɑːmeɪd/

معنی: گارسون، خادمهء میخانه، پیشخدمت میخانه
معانی دیگر: (انگلیس)، (مونث) رجوع شود به: bartender

بررسی کلمه barmaid

اسم ( noun )
• : تعریف: a woman who mixes or serves drinks in an establishment selling alcoholic beverages; bartender.

واژه barmaid در جمله های نمونه

1. On the landlord's instructions, the barmaid refused to serve him.
[ترجمه ترگمان]در دستور ارباب، زن خدمتکار از خدمت به او خودداری کرد
[ترجمه گوگل]<# [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. John was in the bar chatting up the barmaid.
[ترجمه ترگمان]جان توی بار بود که با زن پیشخدمت صحبت می‌کرد
[ترجمه گوگل]<# [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The barmaid stood behind the bar.
[ترجمه ترگمان]زن خدمتکار پشت بار ایستاده بود
[ترجمه گوگل]<# [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. That same year John unfortunately impregnated an Ipswich barmaid, who insisted on marriage, and he complied.
[ترجمه ترگمان]در همان سال، جان unfortunately از ایپسویچ شکایت کرد، که اصرار داشت ازدواج کند، و او اطاعت کرد
[ترجمه گوگل]<# [ترجمه شما] ...

مترادف barmaid

گارسون (اسم)
barmaid
خادمهء میخانه (اسم)
barmaid
پیشخدمت میخانه (اسم)
barmaid , tapster

معنی کلمه barmaid به انگلیسی

barmaid
• female waitress, female bar attendant
• a barmaid is a woman who serves drinks in a bar or pub.

barmaid را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Setayesh-Arya
مشروب فروش زن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی barmaid
کلمه : barmaid
املای فارسی : برمید
اشتباه تایپی : ذشقئشهی
عکس barmaid : در گوگل

آیا معنی barmaid مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )