انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1068 100 1

battle cry

تلفظ battle cry
تلفظ battle cry به آمریکایی/ˈbætl̩ˈkraɪ/ تلفظ battle cry به انگلیسی/ˈbætl̩kraɪ/

معنی: خروش، شعار جنگی
معانی دیگر: نعره ی هنگام نبرد، (در مسابقات و غیره) شعار

بررسی کلمه battle cry

اسم ( noun )
(1) تعریف: a shout or cry of determination or enthusiasm given by troops in battle.

(2) تعریف: a slogan or motto used by those engaged in a contest, campaign, or the like.
مشابه: slogan

واژه battle cry در جمله های نمونه

1. Forward! That is the battle cry.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به پیش! این فریاد مبارزه است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رو به جلو! این گریه نبرد است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. 'Reclaim the night' was the battle cry of women fighting for the right to walk safely at night.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در آن شب صدای فریاد زنانی بود که به سمت راست می‌رفتند تا صحیح و سالم در شب راه بروند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]'دعا کردن شب'، گریه نبردی بود که زنان برای حق قدم زدن با خیال راحت در شب می جنگند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. 'Socialism Now!' was their battle cry.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همین حالا سوسیالیسم! فریاد جنگی ایشان بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]'سوسیالیسم اکنون!' گریه نبرد آنها بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. His battle cry was echoed by Baal and Set, as they hurtled forward in his wake.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هنگامی که آن‌ها به دنبال او به راه افتادند، فریادهای \"بعل و شین\" به گوش رسید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گله نبرد او توسط Baal و Set پخش شد، به عنوان آنها در پیش گرفتند او را متورم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. They let off a battle cry.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فریاد نبردی را ازسر گرفتند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها گریه نبرد را رها کردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. She heard his cry, perhaps the battle cry of his northern forefathers when they prepared to attack.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]صدای فریاد او را شنید، شاید وقتی که آن‌ها آماده حمله بودند، صدای فریاد او از اجداد شمالی او شنیده می‌شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او گریه کرد، شاید گریه نبرد از پدران شمال خود را زمانی که آنها آماده حمله کردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Their battle cry at the moment is: To know synchronized swimming is to love synchronized swimming.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مبارزه آن‌ها در حال حاضر این است: تشخیص شنای همزمان، شنا کردن است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نبرد نبرد در حال حاضر این است که دانستن هماهنگ شنا برای دوست داشتن شنا کردن هماهنگ است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The new battle cry was: Year-Round Casual.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شعار مبارزه جدید این بود: Year -
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گریه نبرد جدید سالانه گاه به گاه بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. "Power to the people!" was their battle cry.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]قدرت به مردم! این فریاد مبارزه آن‌ها بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]'قدرت به مردم!' گریه نبرد آنها بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Her parting gesture, almost a battle cry.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]حرکت او تقریبا یک فریاد جنگی بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تقسیم حرکاتش تقریبا یک گریه نبرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Rumble, rumble -- beneath the jetty a battle cry bursts forth.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]صدای فریاد، غرش - در زیر اسکله زوزه کشان بیرون می‌اید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رامبل، خرابکاری - در زیر جت یک گریه نبرد از جلو
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. A day of trumpet and battle cry Against the fortified cities And the high corner towers.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک روز شیپور و نبرد در برابر شهرهای مستحکم و برج‌های بلند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]روز ترومپت و گریه نبرد علیه شهر های تقویت شده و برج های بالای گوشه ای
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The battle cry could be heard everywhere, and battle was hot and heavy.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]صدای فریاد در همه جا شنیده می‌شد و نبرد گرم و سنگین بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گریه نبرد در همه جا شنیده می شد و نبرد گرم و سنگین بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Increases the duration of Battle Rage, Battle Cry, and Ignore Pain by X %.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]افزایش مدت خشم جنگ، فریاد نبرد، و نادیده گرفتن درد تا X %
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]طول مدت نبرد خشم، نبرد گریه، و نادیده گرفتن درد توسط X٪ افزایش می یابد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف battle cry

خروش (اسم)
slogan , clamor , cry , banner cry , roar , roaring , crying , battle cry
شعار جنگی (اسم)
battle cry

معنی کلمه battle cry به انگلیسی

battle cry
• something that is yelled to call soldiers to war
• a battle cry is a phrase that is used to urge people to take part in activities connected with a particular cause or campaign.
• a battle cry is also a shout that soldiers used to utter as they went into battle.

battle cry را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Najme dorostkar > diligently
اورمزد > طاق بستان
تمیم حقمل > bust
اورمزد > وسان
ماردین > از تیم های مطرح بلژیک
Mahdi kamkat > undulations
هادی > پای پوران
Alire_za > Avicena

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی battle cry
کلمه : battle cry
املای فارسی : بتل کای
اشتباه تایپی : ذشففمث زقغ
عکس battle cry : در گوگل


آیا معنی battle cry مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )