برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1347 100 1

be fond of


System.String[]

واژه be fond of در جمله های نمونه

1. Anne was fond of Tim, though he often annoyed her.
[ترجمه امید ابراهمیمی] آنا تیم را دوست داشت اگ چه غالبا آزرده میشد
|
[ترجمه ترگمان]آن به تیم علاقه داشت، هر چند غالبا او را ناراحت می‌کرد
[ترجمه گوگل]آن دوست Tim بود، هر چند او اغلب او را آزار داده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Boys are fond of playing football.
[ترجمه ترگمان]پسرا عاشق بازی فوتبال هستن
[ترجمه گوگل]پسران علاقه به بازی فوتبال دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He is fond of using high - sounding phrases.
[ترجمه ترگمان]اون خیلی دوست داره از جمله‌های بلند استفاده کنه
[ترجمه گوگل]او علاقه مند به استفاده از عبارات با صدای بلند است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Many people are fond of French cheeses.
...

مترادف be fond of

علاقمند بودن (فعل)
be fond of , be keen on
علاقه داشتن به (فعل)
fancy , be fond of , be keen on

معنی کلمه be fond of به انگلیسی

be fond of
• have or show affection or fondness for someone
be fond of the bottle
• be an alcoholic, be a heavy drinker

be fond of را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

الهام
دلبسته کردن
متین
علاقه داشتن
متین
دوست داشتن زیاد
میثم علیزاده
خیلی کسی رو دوست داشتن( معمولا وقتی کسی رو میشناسی و میدونی که ادم خوبیه)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی be fond ofکلمه : be fond of
املای فارسی : به فوند اوف
اشتباه تایپی : ذث بخدی خب
عکس be fond of : در گوگل

آیا معنی be fond of مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )