برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
be - over - to

be over to

be over to را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حسین پیشدار
دیدار کردن
علی ماشا اله زاده
فارغ شدن (از کاری)،خلاص شدن(از کاری)،پشت سر گذاردن(کاری)
She do the laundry when she is over to watch the kids
او رختشویی میکند وقتیکه فارغ میشه از مراقبت بچه ها
مهدی ح ک
be over to = be visiting to
مثال:
She do the laundry anytime she is over to watch the kids
او هروقت که برای مراقبت کردن از بچه ها (به ما سر میزند) می‌آید، لباس‌ها را می‌شوید.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی be over to مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )