برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

be snowed under

be snowed under را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

میثم علیزاده
زیر خرواری از چیزی بودن
مثلا: i'm snowed under with work
کلی کار روی سرم ریخته
سبا میرسعید
Have too much work to deal with
سبا میرسعید
Have too much work to deal with
سید محمود حسینی
گرفتار مشغله ای بودن
زیر فشار کار بودن
توی برف گیر کردن
فرشاد
گرفتار بودن ، مشغله زیاد داشتن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی be snowed under مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )