برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1360 100 1

bee

/ˈbiː/ /biː/

معنی: زنبور، زنبورعسل، مگس انگبین
معانی دیگر: (جانورشناسی) زنبور، منگ (از ابر تیره ی apoidea که نیش زن و چهارباله و گروه زی اند و برخی از آنها عسل می دهند)، (امریکا) گردهمایی مردم برای همکاری یا مسابقه، (کشتیرانی) دیرک (هر یک از دیرک هایی که در طرفین هر یک از تیرهای نیم افراشته ی بادبان های کشتی قرار دارد اسم کامل آن: bee-block است)، حرف ب یا b (در الفبا)

بررسی کلمه bee

اسم ( noun )
عبارات: have a bee in one's bonnet
• : تعریف: any of the flying, hairy-bodied, and often stinging insects that live either in social networks or alone, many of which suck nectar from flowers.

واژه bee در جمله های نمونه

1. bee culture
پرورش زنبور

2. a bee stung him
زنبور او را گزید.

3. a bee was humming around my head
زنبوری دور سرم وز وز می‌کرد.

4. spelling bee
مسابقه املای واژه‌ها

5. a droning bee
زنبور وز وز کن (وز وزی)

6. a sewing bee
جلسه‌ی خیاطی بانوان

7. the worker bee is neuter
زنبور کارگر (از نظر جنسی) خنثی است.

8. have a bee in one's bonnet
1- مرتب درباره‌ی یک چیز حرف زدن و اندیشیدن،وسواس داشتن 2- خل بودن

9. busy as a bee
خیلی گرفتار،دارای کار زیاد،پر مشغله

10. they are breeding a new kind of honey bee
آنها دارند نوع جدیدی زنبور عسل به وجود می‌آورند.

11. the room was completely silent except for the buzzing of a bee
اتاق غرق در سکوت بود و فقط صدای وز وز یک زنبور می‌آمد.

12. The bee is going from flower to flower.
[ترجمه ترگمان]زنبور از گل به گل می‌رود
[ترجمه گوگل]زنبور از گل به گل می رود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف bee

زنبور (اسم)
bee , wasp
زنبورعسل (اسم)
bee , bumblebee
مگس انگبین (اسم)
bee

معنی عبارات مرتبط با bee به فارسی

رجوع شود به:، بادرنجبویه، پونه
(جانورشناسی) زنبور خور (تیره ی meropidae)، قرک
(جانور شناسی) گاو مگس (تیره ی bombyliidae)
(جنوب ایالات متحده) کنده ی توخالی درخت که زنبورها در آن لانه می سازند، کندو
خطراست، خطمستقیم
رجوع شود به: kingbird
(جانورشناسی) بید زنبوری (انواع بیدها به ویژه بیدآفت: galleria melonella که لارو خود را در کندوی عسل می گذارند تا از آن تغذیه کنند)
(گیاه شناسی) زنبور گیاه (هر گیاهی که به خاطر بوی خود زنبور را جلب کند به ویژه cleome serrulata از خانواده ی caper)
تنه ی پوک درخت که به عنوان لانه ی زنبور به کار رود
زنبوردرشت
خیلی گرفتار، دارای کار زیاد، پر مشغله
(جانور شناسی) زنبور درودگر (زنبورهای تک زی از تیره ی anthophoridae که چوب را سوراخ می کند و در آن تخم می گذارد)، زنبورچوب سورا کن
زنبور عسل
humble bee ...

معنی کلمه bee به انگلیسی

bee
• type of flying insect; gathering for the purpose of carrying out a certain task (quilting bee, spelling bee, etc.)
• a bee is a yellow and black insect that makes a buzzing noise as it flies. bees make honey, and live in large groups.
bee garden
• garden place where bees are kept, garden to keep beehives in; apiary
bee keeper
• one who keeps bees for producing honey
• a bee-keeper is someone who keeps bees in order to collect the honey that they produce.
bee keeping
• raising of bees
• bee-keeping is the activity of keeping bees in order to collect the honey that they produce.
bee sting
• prick from a bee, small stab of a stinger of a bee
africanized bee
• aggressive hybrid breed of honeybee that was accidentally hybridized in brazil which is a cross between a european honeybee with an african bee
as busy as a bee
• very busy, having many things to do, constantly working
bumble bee
• any of several types of large bees
busy as a bee
• very busy, always working, very energetic
carpenter bee
• type of solitary bee that dig tunnels in wood and lay its eggs there
humble bee
• bumblebee, large and hairy bee (non-stinging)
spelling bee
• writing and/or spelling competition
worker bee
• bee that serves the queen bee, drone

bee را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

....
بیشتر به معنی زنبور عسل می باشد * Bee*
maryam4_m
مسابقه
محمد
زنبور
آية الله امير حسين غفوري زاده
زنبور
tinabailari
🐝🐝 زنبور
علی ولی زاده
شاید �جُنگ� هم معادل خوبی باشد.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی bee
کلمه : bee
املای فارسی : بی‌
اشتباه تایپی : ذثث
عکس bee : در گوگل

آیا معنی bee مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )