برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1226 100 1

begging


معنی: خواهش، خواهان
معانی دیگر: گدائى

واژه begging در جمله های نمونه

1. begging in the streets
گدایی در خیابان‌ها

2. go begging
بی مشتری ماندن،خواهان نداشتن

3. beggars were begging in the streets
گدایان درخیابان‌ها گدایی می‌کردند.

4. her descent to begging and stealing
تن در دادن او به گدایی و دزدی

5. he finally descended to begging and stealing
بالاخره کارش به گدایی و دزدی کشید.

6. what is the use of begging him?
التماس کردن به او چه فایده‌ای دارد؟

7. she fell scrabbling on the dirt and begging
بر خاک چنگ می‌زد و التماس می‌کرد.

8. He had come down to begging when his father found him.
[ترجمه ترگمان]وقتی پدرش او را پیدا کرد آمده بود گدایی کند
[ترجمه گوگل]وقتی پدرش او را پیدا کرد، او را به گدایی دعوت کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. He burst into tears, begging her to forgive him and swearing to pay back everything he had stolen.
[ترجمه ترگمان]به گریه افتاد، التماس می‌کرد که او را ببخشد و سوگند یاد کند که هرچه را که دزدیده بود پس بدهد
[ترجمه گوگل]او به اشک اشک می ریزد، ...

مترادف begging

خواهش (اسم)
wish , desire , will , request , asking , begging , prayer
خواهان (صفت)
willing , wishing , desirous , fond , demanding , asking , requesting , soliciting , begging , wishful

معنی عبارات مرتبط با begging به فارسی

بی مشتری ماندن، خواهان نداشتن

معنی کلمه begging به انگلیسی

begging
• panhandling, publicly asking for handouts
begging for forgiveness
• asking for a pardon, asking for forgiveness
go begging
• seek handouts, seek charity, solicit alms; be in little demand

begging را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Ali
گدايي كردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی begging
کلمه : begging
املای فارسی : بگگینگ
اشتباه تایپی : ذثللهدل
عکس begging : در گوگل

آیا معنی begging مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )