برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1278 100 1

belittle

/bəˈlɪtl̩/ /bɪˈlɪtl̩/

معنی: تحقیر نمودن، کم ارزش کردن، کسی را کوچک کردن
معانی دیگر: کشور بلیز (در امریکای مرکزی)، تحقیر کردن، کوچک شمردن، دست کم گرفتن، خوار شمردن، کم زدن، سرکوفت زدن، فروداشت کردن

بررسی کلمه belittle

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: belittles, belittling, belittled
مشتقات: belittlement (n.), belittler (n.)
• : تعریف: to make (someone or something) seem less in size, value, or importance; depreciate.
مترادف: deprecate, depreciate, diminish, disparage, make light of, misprize, trivialize, underrate, undervalue
متضاد: aggrandize, magnify
مشابه: demean, denigrate, deride, devalue, disdain, dishonor, minimize, pooh-pooh, put down, run down, scorn, sneer at

- That was cruel of you to belittle him in front of his friends.
[ترجمه A.A] تحقیر کردن او جلو دوستانش کار درستی نبود
|
[ترجمه ترگمان] این ظالمانه بود که جلوی دوستانش او را تحقیر می‌کردی
[ترجمه گوگل] این بی رحمانه بود که شما را در برابر دوستانش محکوم کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- I don't mean to belittle your problem, but it might be best if you just forget about it.
[ترجمه A.A] منظورم کوچک شمردن مشکل تو نیست ولی شاید بهتر باشه الان فراموشش کنی|
...

واژه belittle در جمله های نمونه

1. don't belittle yourself
خودت را دست کم نگیر.

2. one should not belittle one's inferiors
انسان نباید زیردستان خود را خوار بشمارد.

3. He tends to belittle her efforts.
[ترجمه ترگمان]سعی می‌کند تلاش‌های خود را کوچک کند
[ترجمه گوگل]او تمایل دارد تلاش هایش را از بین ببرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Don't belittle his achievements .
[ترجمه گلی افجه ] دستاورد های او را کوچک به حساب نیاور
|
[ترجمه ترگمان]دستاوردهای خود را کوچک نکن
[ترجمه گوگل]دستاوردهای خود را از دست ندهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. We mustn't belittle her outstanding achievement.
[ترجمه ترگمان]ما نباید دست outstanding او را تحقیر کنیم
[ترجمه گوگل]ما نباید از دستاوردهای برجسته خود دست کم بگیریم
...

مترادف belittle

تحقیر نمودن (فعل)
abase , belittle
کم ارزش کردن (فعل)
abase , belittle , debunk , downgrade
کسی را کوچک کردن (فعل)
belittle

معنی کلمه belittle به انگلیسی

belittle
• disparage; depreciate; scorn, criticize
• if you belittle someone or something, you make them seem unimportant or not very good.

belittle را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

گلی افجه
بی ارزش شمردن
آرش
دست کم گرفتن
یوسف صابری
بی اهمیت جلوه دادن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی belittle
کلمه : belittle
املای فارسی : بلیتل
اشتباه تایپی : ذثمهففمث
عکس belittle : در گوگل

آیا معنی belittle مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )