برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1330 100 1

bellman

/ˈbelmən/ /ˈbelmən/

معنی: جارچی، زنگ زن، منادی
معانی دیگر: دارای دهانه ی گشاد شونده (مثل دهانه ی ناقوس)، لب فراخ، رجوع شود به:

بررسی کلمه bellman

اسم ( noun )
حالات: bellmen
(1) تعریف: one who carries or rings a bell, such as a town crier.

(2) تعریف: one employed to assist with carrying luggage; bellhop.

واژه bellman در جمله های نمونه

1. You should tip bellmen $1- $2 per bag, as a rule of thumb.
[ترجمه ترگمان]شما باید به عنوان یک قاعده سرانگشتی ۲ تا ۲ دلار در هر کیف انعام دهید
[ترجمه گوگل]شما باید به عنوان قاعده کلی یک میلیون دلاری بپردازید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The bellman will take your bags up for you.
[ترجمه ترگمان] اون نگهبان وسایلت رو برات جمع می کنه
[ترجمه گوگل]ملوان کیف شما را برای شما خواهد گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Here's your key, sir. Bellman, front!
[ترجمه ترگمان]این کلید شماست قربان bellman، جلو
[ترجمه گوگل]در اینجا کلید توست، آقا بلمن، جلو!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I'm the bellman who bring you the luggage, sir.
[ترجمه ترگمان]من the هستم که چمدون رو برات ون آوردم قربان
[ترجمه گوگل]من بلمن هستم که تو چمدان را به من هدیه کن، آقا
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف bellman

جارچی (اسم)
blazer , crier , beadle , herald , town crier , bellman , trumpeter , shouter
زنگ زن (اسم)
bellman
منادی (اسم)
mouthpiece , crier , herald , town crier , bellman , harbinger , high priest

معنی کلمه bellman به انگلیسی

bellman
• bellhop

bellman را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مجید
کسی که در هتل وسایل رو برا مسافران حمل میکنه
مهدی باقری
کلی بخوای حساب کلی به معنی حمال
Porter

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی bellman
کلمه : bellman
املای فارسی : بللمن
اشتباه تایپی : ذثممئشد
عکس bellman : در گوگل

آیا معنی bellman مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )