برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1282 100 1

beneath

/bəˈniːθ/ /bɪˈniːθ/

معنی: تحت فشار، در زیر، پایین، از زیر، روی خاک، کوچکتر، تحت نفوذ، زیر
معانی دیگر: تحت، پوشیده از، پست تر، مادون، دون پایه تر، زیردست، نابرازنده، مادون شان، پایین تر از، زیرین، پایینی، تحتانی

بررسی کلمه beneath

قید ( adverb )
(1) تعریف: in or to a lower level, place, or state; below.
متضاد: above
مشابه: down

(2) تعریف: underneath.

- the roof above and the basement beneath
[ترجمه ترگمان] سقف آن بالا و زیر زمین زیر زمین قرار داشت
[ترجمه گوگل] سقف بالا و زیرزمین در زیر
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
حرف اضافه ( preposition )
(1) تعریف: underneath; lower than; below.
متضاد: above

(2) تعریف: covered by.

- the cake beneath the chocolate frosting
[ترجمه ترگمان] کیک زیر کیک شکلاتی
[ترجمه گوگل] کیک زیر سرکه شکلات
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: not worthy of.
متضاد: above

- beneath her dignity
[ترجمه ترگمان] در حالی که وقار خود را از دست داده بود
[ترجمه گوگل] زی ...

واژه beneath در جمله های نمونه

1. beneath a blanket
زیر پتو

2. beneath a fresh layer of snow
پوشیده از لایه‌ی تازه‌ای از برف

3. it is beneath you to cheat
در شان شما نیست که تقلب بکنید.

4. akbar agha had married beneath him, some thought
برخی فکر می‌کردند که‌اکبر آقا با از خودش پایین‌تر وصلت کرده است.

5. be kind to those beneath you
با زیر دستان خود مهربان باش.

6. she concealed her money beneath the mattress
پول خود را زیر تشک پنهان کرد.

7. she was standing directly beneath the painting
او درست زیر تابلو نقاشی ایستاده بود.

8. the land that lay beneath the mountain was fertile
زمینی که در دامنه‌ی کوه قرار داشت حاصلخیز بود.

9. iraj was standing on the step beneath mina
ایرج روی پله‌ی پایین تر از مینا ایستاده بود.

10. The little boat sank beneath the waves.
[ترجمه ترگمان]قایق کوچک زیر امواج فرو رفت
[ترجمه گوگل]قایق کوچک در زیر امواج غرق شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

مترادف beneath

تحت فشار (صفت)
impacted , beneath
در زیر (قید)
below , under , beneath , underneath , hereunder
پایین (قید)
low , below , beneath , underneath , down , downward , downwards
از زیر (قید)
beneath , underneath
روی خاک (قید)
beneath
کوچکتر (قید)
beneath
تحت نفوذ (قید)
beneath
زیر (حرف اضافه)
under , beneath , down

معنی عبارات مرتبط با beneath به فارسی

با پایینتر از خودش ازدواج کرده

معنی کلمه beneath به انگلیسی

beneath
• under, below; underneath; inferior; unworthy; lower than
• under, below
• under, below
• something that is beneath another thing is under the other thing.
• if you talk about what is beneath the surface of something, you are talking about the aspects of it which are hidden or not obvious.
beneath contempt
• so low as to be unworthy even of contempt; disdainful
beneath criticism
• extremely base, could not be any worse, terrible
beneath him
• more inferior than suits him, less respectable than him
beneath one's dignity
• lower than one's level of respect, more inferior than someone

beneath را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آزیتا مهری
زیر
تحت
farsha_rk
در پس...
Hizan
Under
جهان
پشت، در پشت
mim
the moon-like geography what lies beneath

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی beneath
کلمه : beneath
املای فارسی : بنیت
اشتباه تایپی : ذثدثشفا
عکس beneath : در گوگل

آیا معنی beneath مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )