برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1287 100 1

bifurcate

/ˈbɪfərˌket/ /ˈbaɪfəkeɪt/

معنی: دوشاخهای، دوشاخه شدن، دوشاخه کردن، بدوشاخه منشعب کردن
معانی دیگر: تقسیم به دو مسیر شدن، دارای دو شاخ یا دو مسیر

بررسی کلمه bifurcate

فعل گذرا و ( transitive verb, intransitive verb )
حالات: bifurcates, bifurcating, bifurcated
• : تعریف: to divide into two branches.
مشابه: bisect
صفت ( adjective )
مشتقات: bifurcation (n.)
• : تعریف: divided into two branches; forked.

واژه bifurcate در جمله های نمونه

1. The blood supply bifurcates between eight and thirty times before reaching each particular location in the body.
[ترجمه ترگمان]جریان خون بین هشت تا سی بار قبل از رسیدن به هر مکان خاص در بدن قطع می‌شود
[ترجمه گوگل]عرضه خون بین هشت تا سی بار قبل از رسیدن به هر مکان خاص در بدن تقسیم می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The stream bifurcates into two narrow winding channels.
[ترجمه ترگمان]نهر به دو کانال مارپیچ باریک تبدیل می‌شد
[ترجمه گوگل]جریان به دو کانال سیم پیچ باریک تقسیم می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The road bifurcates up ahead.
[ترجمه ترگمان]جاده از جلو گذشت
[ترجمه گوگل]جاده دوچرخه سواری به جلو
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Failure of the portal vein to bifurcate.
[ترجمه ترگمان]شکست سیاه‌رگ پورتال به bifurcate
[ترجمه گوگل]شکست ورید های پورتال برای دوختن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف bifurcate

دوشاخهای (صفت)
bifurcate
دوشاخه شدن (فعل)
bifurcate , divaricate
دوشاخه کردن (فعل)
bifurcate
بدوشاخه منشعب کردن (فعل)
bifurcate

معنی bifurcate در دیکشنری تخصصی

bifurcate
[دندانپزشکی] به دو شاخه کردن، دو شاخه شدن
[برق و الکترونیک] دو راهه شدن ، چنگالی شدن

معنی کلمه bifurcate به انگلیسی

bifurcate
• split into two, divide into two

bifurcate را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

لیلی موسوی
دوبخشی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی bifurcate
کلمه : bifurcate
املای فارسی : بیفورکت
اشتباه تایپی : ذهبعقزشفث
عکس bifurcate : در گوگل

آیا معنی bifurcate مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )