برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1319 100 1

big fish

واژه big fish در جمله های نمونه

1. The old man tussled with the big fish.
[ترجمه ترگمان]پیرمرد با ماهی بزرگ tussled می‌کند
[ترجمه گوگل]مرد پیرمرد با ماهی بزرگ تسلیم شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He carefully jerked a big fish out of water.
[ترجمه ترگمان]او با احتیاط یک ماهی بزرگ را از آب بیرون کشید
[ترجمه گوگل]او یک ماهی بزرگ را از آب بیرون کشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The four men arrested were described as really big fish by the U. S. Drug Enforcement Agency.
[ترجمه ترگمان]چهار مرد دستگیر شده به عنوان یک ماهی بزرگ توسط ایالات‌متحده توصیف شدند اس اداره مبارزه با مواد مخدر
[ترجمه گوگل]چهار مرد دستگیر شده به عنوان یک ماهی واقعا بزرگ توسط اداره مبارزه با مواد مخدر U S
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Big fish eat little fish.
[ترجمه ترگمان]ماهی‌های بزرگ ماهی‌ها را می‌خورند
[ترجمه گوگل]ماهی بزرگ ماهی کم می خورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه big fish به انگلیسی

big fish
• person of great importance, good catch
• someone who is a big fish is powerful or important; an informal expression.

big fish را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ghodrat
کار خارق العاده
دیکشنری انگلیسی-فارسی استاد محمد رضا باطنی
big gun = آدم کله گنده، آدم دم کلفت، شخص پر نفوذ
علیزاده
big fish=big gun=big noise = big shot
آدم دم کلفت، آدم کله گنده، شخص مهم و با نفوذ
میلاد علی پور
گُل درشت
حامد جوکار
اصل کاری
آدم مهم

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی big fish مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )