برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1229 100 1

bijou

/ˈbiːʒuː/ /ˈbiːʒuː/

معنی: جواهر
معانی دیگر: جواهر بدل، تزیینات ارزان و ساختگی

بررسی کلمه bijou

اسم ( noun )
حالات: bijoux
(1) تعریف: a jewel.
مشابه: gem, jewel

(2) تعریف: something small and finely wrought; elegant trinket.

واژه bijou در جمله های نمونه

1. The estate agent described the flat as a bijou residence.
[ترجمه ترگمان]آژانس املاک آپارتمان را اقامتگاه bijou توصیف کرد
[ترجمه گوگل]عامل املاک این آپارتمان را به عنوان یک محل اقامت دایمی توصیف کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The bijou pool where bodies were frequently found floating.
[ترجمه ترگمان]برکه bijou که در آن اجساد بارها شناور بودند
[ترجمه گوگل]استخر بیو که بدن اغلب شناور است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Let's meet in the foyer of the Bijou Theater.
[ترجمه ترگمان]بیاین توی سالن تئاتر of همدیگه رو ببینیم
[ترجمه گوگل]بیایید در فضای تئاتر Bijou دیدار کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Can Chinese be persuaded to pay for bijou cars?
[ترجمه ترگمان]آیا چین می‌تواند وادار به پرداخت بابت اتومبیل‌های bijou شود؟
[ترجمه گوگل]آیا چینی ها می توانند مجبور شوند که برای اتومبیل های bijou پرداخت کنند؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف bijou

جواهر (اسم)
ouch , bijou , jewel , gem , treasure

معنی کلمه bijou به انگلیسی

bijou
• small and refined
• small ornament, bit of jewelry; something delicate or valuable
• very small houses are sometimes described as bijou in order to make them sound attractive or fashionable.

bijou را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

شبنم
کوچک، ریزه میزه، جمع وجور

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی bijou
کلمه : bijou
املای فارسی : بیژو
اشتباه تایپی : ذهتخع
عکس bijou : در گوگل

آیا معنی bijou مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )