برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1190 100 1

bike

/ˈbaɪk/ /baɪk/

معنی: انبوه، جمعیت، دوچرخه، کندوی زنبو عسل، مخفف دوچرخه
معانی دیگر: (عامیانه)، دوچرخه سواری کردن، مخفف bicycle

بررسی کلمه bike

اسم ( noun )
• : تعریف: (informal) a bicycle, motorcycle, or motorbike.
مشابه: bicycle
فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: bikes, biking, biked
مشتقات: biker (n.)
• : تعریف: to ride a bicycle, motorcycle, or motorbike.
مشابه: bicycle

واژه bike در جمله های نمونه

1. this bike is a real beauty
این دوچرخه واقعا عالی است.

2. he flaunted his new bike
با دوچرخه‌ی نو خود جولان می‌داد.

3. Could you mend my bike for me?
[ترجمه ترگمان]میشه موتور منو تعمیر کنی؟
[ترجمه گوگل]می توانید دوچرخه خود را برای من اصلاح کنید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He walked slowly up the hill pushing his bike.
[ترجمه ترگمان]آهسته از تپه بالا رفت و دوچرخه‌اش را هل داد
[ترجمه گوگل]او به آرامی قدم زد تا تپه دوچرخه سواری کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. He struggled to hold the bike down on the banked corners.
[ترجمه ترگمان]او سعی کرد دوچرخه‌اش را در گوشه دیگر نگه دارد
[ترجمه گوگل]او تلاش کرد تا دوچرخه را در گوشه های نشیمن نگه دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. My bike got wet in the rain.
[ترجمه ترگمان] دوچرخه من تو بارون خیس شد
[ترجمه گوگل]دوچ ...

مترادف bike

انبوه (اسم)
mass , heap , aggregation , clump , bike , congeries , riffraff , tump
جمعیت (اسم)
habitancy , party , heap , flock , society , bike , army , group , company , population , crowd , people , mob , gang , cortege , press , throng , herd , habitance , gaggle
دوچرخه (اسم)
bike , cart
کندوی زنبو عسل (اسم)
bike
مخفف دوچرخه (اسم)
bike

معنی عبارات مرتبط با bike به فارسی

موتورسیکلت صحرایی، دوچرخه ی صحرایی (که تایرهای کلفت و پرعاج دارد)
دوچرخه پایی، در برابر دوچرخه موتوری

معنی کلمه bike به انگلیسی

bike
• bicycle, two-wheeled vehicle operated by pedaling (informal)
• ride a bicycle (informal)
• a bike is a bicycle or a motorcycle; an informal word.
all terrain bike
• atb, bicycle or motorcycle that can be used on every type of land surface
dirt bike
• (informal) trail bike, bicycle or motorcycle used for riding on unpaved ground
mountain bike
• motorcycle with many gears suitable for riding in mountainous regions
push bike
• people sometimes refer to a bicycle as a push bike; an old-fashioned expression.
trail bike
• dirt bike, bicycle or motorcycle used for riding on unpaved ground

bike را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

shima
بادبادک
shima
دوچرخه
zahra
دوچرخه
tinabailari
دوچرخه
the bike doesn't work . let's repair it
دوچرخه کار نمیکند . بیا درستش کنیم 🕯🕯🕯

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی bike
کلمه : bike
املای فارسی : بایک
اشتباه تایپی : ذهنث
عکس bike : در گوگل

آیا معنی bike مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )