انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 894 100 1

binary

تلفظ binary
تلفظ binary به آمریکایی/ˈbaɪnəri/ تلفظ binary به انگلیسی/ˈbaɪnəri/

معنی: دوتایی، مضاعف، جفتی
معانی دیگر: دوگانه، متشکل از دو چیز، مزدوج، دو برابر، (شیمی) دارای دو بنیان یا دو عنصر، دارای یک عنصر و یک بینان، (کامپیوتر) باینری، دوگان (عدد 1 و صفر)، دودویی، (موسیقی) دوبخشی، قطعه ی مرکب از دو قسمت وابسته

بررسی کلمه binary

صفت ( adjective )
(1) تعریف: consisting of or characterized by two parts or components.

(2) تعریف: pertaining to a numbering system with a base of two.

(3) تعریف: a chemical compound or a metal that contains two elements.
اسم ( noun )
حالات: binaries
• : تعریف: something composed of two parts.

واژه binary در جمله های نمونه

1. binary elements
ترجمه ترکیبات دوگانه

2. binary operation
ترجمه عمل دوتایی

3. a binary policy
ترجمه سیاست دوگانه

4. a binary star
ترجمه (نجوم) ستاره‌ی دوگانه (دوقلو)

5. the binary scale
ترجمه دسته‌بندی دوگانه

6. Using binary notation is in fact just manipulating ones and noughts.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]استفاده از نماد دودویی، در حقیقت فقط دستکاری و دستکاری اعداد است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با استفاده از نماد باینری، در حقیقت فقط آنهایی که در حال تغییر هستند و noughts هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The instructions are translated into binary code, a form that computers can easily handle.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دستورالعمل‌ها به کد دودویی ترجمه می‌شوند، شکلی که کامپیوترها به راحتی می‌توانند با آن مقابله کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دستورالعمل ها به کد باینری تبدیل می شوند، یک فرم که کامپیوتر به راحتی می تواند اداره کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. A binary number is a number written in base using the two numbers 0 and
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]عدد دودویی یک عدد دودویی است که در پایه با استفاده از دو عدد ۰ نوشته می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک عدد دودویی عددی است که در پایه با دو عدد 0 و
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The machine does the calculations in binary.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ماشین محاسبات را در دودویی انجام می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این ماشین محاسبات را در باینری انجام می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. This is usually the case when fixed-point binary format is used to represent store addresses, for example.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این معمولا زمانی است که فرمت باینری نقطه‌ای ثابت برای نشان دادن آدرس‌های ذخیره مورد استفاده قرار می‌گیرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این معمولا مواردی است که برای نمایش آدرسهای فروشگاه، برای مثال، از فرمت دودویی ثابت استفاده می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Their outputs are interpreted as a 6-bit signed binary number, which is to be the setting of the steering wheel.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خروجی آن‌ها به عنوان یک شماره دوتایی امضا شده امضا می‌شود که قرار است تنظیم فرمان باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خروجی های آنها به عنوان یک عدد دودویی امضا شده 6 بیتی تعبیر شده است که باید تنظیم فرمان باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Suppose we wish to send binary data along a telephone line.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فرض کنید می‌خواهیم داده‌های دودویی را در امتداد خط تلفن بفرستیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فرض کنید ما مایل به ارسال اطلاعات باینری در طول خط تلفن
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. However, for normal fixed-point binary arithmetic, we wish to have a range of positive and negative values.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با این حال، برای محاسبات دودویی یک نقطه ثابت، ما می‌خواهیم طیف وسیعی از مقادیر مثبت و منفی داشته باشیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با این حال، برای محاسبه دودویی عادی ثابت، ما آرزو داریم که طیف وسیعی از مقادیر مثبت و منفی داشته باشیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. A single bit-plane can hold only one binary digit in each position.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک تک هواپیما می‌تواند تنها یک رقم دودویی را در هر موقعیت نگه دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک بیت یک بیت تنها می تواند یک رقم باینری را در هر موقعیت نگه دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف binary

دوتایی (صفت)
dual , double , bigeminal , binary , duplex , dyadic
مضاعف (صفت)
binary , duplex , doubled , redoubled
جفتی (صفت)
binary , paired , correlative

معنی عبارات مرتبط با binary به فارسی

حساب دودویی
کارت دودویی
یاخته دودویی
رمز دودویی
به رمز دودویی
دهدهی به رمز دودویی
شمارنده دودویی
دستینه دودویی
ذره، رقم دودویی
(زیست شناسی - باروری غیرمقاربتی آغازیان تک یاخته ای از طریق تقسیم یاخته به دو بخش برابر) شکافش دوگانه، شکافتگی دوتایی، تقسیم دوتایی
نشان گذاری دودویی
عدد دودویی
رقم دودویی
عمل دودویی
دودویی ستونی
دودویی مح­
دودویی سطری
(نجوم) ستاره ی دوقلو قابل رویت با چشم یا تلسکوپ (visual double هم می گویند)

معنی binary در دیکشنری تخصصی

binary
[کامپیوتر] دوتایی ؛ دودویی
[برق و الکترونیک] دو دویی - دودویی سیستم اعداد در مبنای دو که تنها از دو عدد 0 و 1 استفاده می کند . منطق دو دویی بر اساس یکی از دو حالت ( قطع ) یا ( وصل ) یا به تریب 0 و 1 عمل می کند . از سیستم دو دویی برای زمز گذاری عددی دراکثر رایانههای رقمی استفاده می شود .
[ریاضیات] در مبنای دو، دو تایی، دودویی، دو جایی، دو گانه، پایه ی دودویی، مضاعف، دو وضعیتی، مزدوج
[آمار] 1. دوحالتی 2. دودویی
[آب و خاک] دودوئی
[برق و الکترونیک] جمع کننده دو دویی
[کامپیوتر] جمع دودویی - این جمع یکی از عملیات حسابی انجام شده توسط کامپیوتر ها است که درک آن موجب شناخت چگونگی عملیات حسابی کامپیوترها می شود. اگر هر یک از اعدادی که باید جمع شوند
[کامپیوتر] حساب دودویی
[برق و الکترونیک] حساب دورویی - حساب دودویی
[زمین شناسی] حساب دودویی
[ریاضیات] حساب در مبنای دو
[کامپیوتر] عملکرد ریاضی دودویی
[ریاضیات] مبنای دو، پایه ی دو
[کامپیوتر] کارت دودویی
[کامپیوتر] سلول دودویی
[برق و الکترونیک] زنجیر دودویی رشته ای از مدارهای دو دویی که هر یک بر مدار بعدی اثر می گذارد .
[کامپیوتر] جستجوی دودویی
[کامپیوتر] کد دودویی ؛ رمز دودویی
[برق و الکترونیک] رمز دودویی رمزی که در آن هر وضعیت مجاز یکی از دو حالت دودویی ممکن ( صفر یا یک ) را دارد . سیستم اعداد دو دویی یکی از رمزهای متعدد دو دویی است . - رمز دودویی
[کامپیوتر] دودویی چینی .
[کامپیوتر] دودوئی ستونی .
[کامپیوتر] دودویی سطری

معنی کلمه binary به انگلیسی

binary
• something made up of two parts
• having two parts; of or pertaining to a numbering system based on two digits; of or pertaining to the method of coding information in computers (computers)
• the binary system expresses numbers using only the two digits 0 and 1. it is used especially in computing. attributive adjective here but can also be used as an uncount noun. e.g. normal computing is based on counting in binary.
• binary is used to describe something that consists of two things or parts.
binary code
• representation of symbols based on the number 2 using the digits 0 and 1
binary digit
• one of two digits used in binary notation (counting system based on only two numbers)
binary file
• (computers) file which contains data or instructions for a program (as opposed to a text file)
binary large object
• very large file that demands special treatment due to its size (in sending, storage, downloading, etc.)
binary mathematics
• branch of mathematics based on a two digit system
binary newsgroup
• newsgroup on the internet which contains binary files
binary notation
• display or storage of a number in computer memory based on a two digit system
binary number
• one of two numbers in a system that is based on only two digits (0 and 1)
binary numbers
• representation of symbols based on the number 2 using the digits 0 and 1
binary operation
• double operation
grid in binary
• world meteorological organization standard format for gridded meteorological data, grib (computers)

binary را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی binary

مهدی احمدی اصل ٠٣:٠٤ - ١٣٩٧/٠٢/٢٩
دومقداره
|

ebitaheri@gmail.com ١٢:١٣ - ١٣٩٨/٠٢/١٧
دو اندازه ، دو اندازه‌ای

دو حالتی
|

پیشنهاد شما درباره معنی binary



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی binary
کلمه : binary
املای فارسی : باینری
اشتباه تایپی : ذهدشقغ
عکس binary : در گوگل


آیا معنی binary مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )