انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 953 100 1

biogenesis

تلفظ biogenesis
تلفظ biogenesis به آمریکایی/baɪoʊˈdʒenɪsɪs/ تلفظ biogenesis به انگلیسی/ˈbaɪəʊˈdʒenɪsɪs/

معنی: پیدایش حیات، زیست زاد، تکامل حیات، سیر تکامل زندگی
معانی دیگر: (این اصل: سازواره های زنده فقط از دیگر سازواره های زنده که مشابه با آنها هستند ناشی می شوند) زیست زایی

بررسی کلمه biogenesis

اسم ( noun )
مشتقات: biogenetic (adj.), biogenetically (adv.), biogeny (n.)
(1) تعریف: the principle that living organisms are generated only by other living organisms.

(2) تعریف: generation of living organisms by this means.

واژه biogenesis در جمله های نمونه

1. Some basic problems and biogenesis on natural products research were analysed.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برخی مشکلات اساسی و biogenesis در تحقیقات محصولات طبیعی مورد تحلیل و تحلیل قرار گرفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برخی از مشکلات اساسی و زیست زیستی در تحقیقات محصولات طبیعی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Mitochondrial biogenesis depends on coordinated expression of genes in the nucleus and mitochondria.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]biogenesis میتوکندری به بیان هماهنگ ژن‌ها در هسته و میتوکندری بستگی دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]زیست زیستی میتوکندریال به بیان هماهنگ ژن در هسته و میتوکندری بستگی دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Biogenesis:The principle that living organisms develop only from other living organisms and not from nonliving matter.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]biogenesis: این اصل که موجودات زنده تنها از موجودات زنده دیگر رشد می‌کنند و نه از ماده nonliving
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بیوژنز اصل این است که موجودات زنده تنها از سایر موجودات زنده تشکیل شده و نه از مواد غیر زنده
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. This research provided new exploration for investigating the biogenesis of CML and develope gene therapy.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این تحقیق اکتشافی جدیدی را برای بررسی biogenesis of و توسعه ژن بیان کرده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این تحقیق اکتشاف جدیدی را برای بررسی زیست زیستی CML و توسعه ژن درمانی ارائه کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. There is a renewed interest in the ultimate role of fatty acid synthase (FASN) —a key lipogenic enzyme catalysing the terminal steps in the denovo biogenesis of fatty acids — in cancer pathogenesis.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک علاقه دوباره به نقش نهایی اسیده‌ای چرب synthase (FASN)- یک آنزیم lipogenic کلیدی در مراحل نهایی اسیده‌ای چرب - در بیماری‌زایی سرطان - وجود دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]علاقه جدیدی به نقش نهایی اسید سیتاناسین چربی (FASN) وجود دارد - آنزیم کلیدی لیپوژنیک کاتالیزور مراحل پایانی در بیوژنز انسداد اسید های چرب - در پاتوژنز سرطان
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Mitochondrial genomes encode only a fraction of the genetic information required for their biogenesis and function.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ژنوم میتوکندری تنها بخشی از اطلاعات ژنتیکی مورد نیاز برای biogenesis و عملکرد خود را رمز می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ژنوم های میتوکندری تنها بخش کوچکی از اطلاعات ژنتیکی مورد نیاز برای بیوگرافی و عملکرد آنها را رمزگذاری می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Objective To study the expression changes and profiles of nuclear structure and biogenesis related genes in rat liver regeneration (LR).
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هدف مطالعه تغییرات و پروفایل ساختار هسته‌ای و ژن‌های مرتبط با آن در بازسازی کبد موش (LR)
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هدف مطالعه تغییرات بیان و مشخصات ساختار هسته ای و ژن های مرتبط با بیوگرافی در بازسازی کبد موش (LR)
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Those workers discuss the evidence for and against several models for microbody biogenesis in rat liver.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این کارگران در مورد شواهد و علیه چندین مدل برای microbody biogenesis در کبد موش صحبت می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این کارگران شواهد و مدارک را برای چندین مدل برای بیوژنز میکروبدی در کبد موش ها مورد بحث قرار می دهند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Two terpene alkaloid of meadowsweet is elaborated to be true alkaloids based on its serine biogenesis. The possibility of biomimetically synthesizing their analogues from iridoids is discussed.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دو Two alkaloid meadowsweet با توجه به on سرین واقعی خود در based alkaloids be elaborated elaborated is is is is is is be be be be be be be be be be be be be be be be is is is is is is is is is is is is is is is امکان سنتز analogues ترکیبی آن‌ها از iridoids مورد بحث قرار گرفته‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دو آلکالوئید ترپن از مادوسویید به عنوان آلکالوئیدهای واقعی بر پایه بیوگنسیس سریین توصیف شده است امکان تجزیه بیومیفیت آنالوگهای آنها از ایریدید ها مورد بحث قرار گرفته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Mitochondrial content increasing was one of a important display for skeletal muscle to adaptation exercise as well as its constitute alteration, this was titled "mitochondrial biogenesis".
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نمونه Mitochondrial که در حال افزایش بود یکی از یک نمایش مهم برای ماهیچه اسکلتی در تمرین سازگاری و نیز تغییر شکل آن بود، این عنوان \"biogenesis mitochondrial\" نامیده می‌شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]افزایش محتوای میتوکندری یکی از شاخص های مهم برای عضله اسکلتی به منظور تطبیق ورزش و همچنین تغییر شکل آن بود، این عنوان به نام 'بیوتکنولوژی میتوکندری' بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Some evidence is available to aid our understanding of the biogenesis of membrane of microbodies in plants.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برخی از شواهد برای کمک به درک ما از the غشا of در گیاهان موجود است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برخی از شواهد موجود برای کمک به درک ما در مورد بیوگاز غشاء میکروب های موجود در گیاهان است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Some evidence is available aid our understanding of the biogenesis of membrane of microbodies in plants.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شواهدی در دست است که به درک ما از the غشا microbodies در گیاهان کمک می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برخی از شواهد موجود در درک ما از بیوزگی غشاء میکروب های موجود در گیاهان کمک می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف biogenesis

پیدایش حیات (اسم)
biogenesis
زیست زاد (اسم)
biogenesis
تکامل حیات (اسم)
biogenesis
سیر تکامل زندگی (اسم)
biogenesis

معنی biogenesis در دیکشنری تخصصی

[زمین شناسی] زیست زایی الف) تشکیل بوسیله عمل ارگانیسم ها مانند ریف های مرجانی. ب) اعتقادی که بر پایه ان، تمام حیات از ارگانیسم های سابقاً زنده بوجود آمده است. مقایسه شود با: abiogenesis

معنی کلمه biogenesis به انگلیسی

biogenesis
• formation of living beings from other living beings

biogenesis را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی biogenesis

ebitaheri@gmail.com ١٣:٢١ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
زیست‌پیدایش
|

يار دلواري ٠٦:١١ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
تکامل حیات روندتکامل زندگی smirky لبخند زلال
Life to best wishes
Life is at the peak of your best wishes
the salutary of honey
Life is a beautiful sweet smile of your lips
Your lips always smile like heart a honey your
زندگی به اوج بهترین آرزوهای دلت باشد
سلامی از سلامتی شیرینی عسل
زندگی به شیرینی زیبای لبخند لبانت
لب های شما و قلب شما همیشه مثل عاشق لبخند می زنند
|

پیشنهاد شما درباره معنی biogenesis



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

مهدی صباغ > Neon
مهدی صباغ > V neck
مهران گودرزی > subjective
Sadahy.Fareeba > petrichor
حمید > cutlery
محمد تقي حمزه اي > مقاله
مجید خانی پور > دم اسبی
اشکان > حیاط

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

توضیحات دیگر

معنی biogenesis
کلمه : biogenesis
املای فارسی : بیگنسیس
اشتباه تایپی : ذهخلثدثسهس
عکس biogenesis : در گوگل


آیا معنی biogenesis مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )