برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1289 100 1

biology

/baˈjɑːlədʒi/ /baɪˈɒlədʒi/

معنی: زیست شناسی، علم الحیات، زندگی حیوانی وگیاهی هرناحیه

بررسی کلمه biology

اسم ( noun )
(1) تعریف: the science that is concerned with the growth, development, and functioning of living things.

- The gift of a microscope helped expand her interest in biology.
[ترجمه ترگمان] استعداد میکروسکوپ به گسترش علاقه او به زیست‌شناسی کمک کرد
[ترجمه گوگل] هدیه یک میکروسکوپ کمک کرد که علاقه خود را به زیست شناسی افزایش دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: the life processes that characterize a living thing or group of living things.

- These studies have increased our understanding of the biology of bats.
[ترجمه ترگمان] این مطالعات، درک ما از زیست‌شناسی خفاش‌ها را افزایش داده‌است
[ترجمه گوگل] این مطالعات درک ما از زیست شناسی خفاش ها را افزایش داده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: the animal and plant life of a particular place or area.

- They're studying the biology of the coastal region.
[ترجمه ترگمان] آن‌ها بیولوژی منطقه ساحلی را مورد مطالعه قرار می‌دهند
[ترجمه گوگل] آنها در ح ...

واژه biology در جمله های نمونه

1. biology also embraces botany and zoology
زیست‌شناسی،گیاه شناسی و جانور شناسی را هم در بر می گیرد.

2. plant biology
زیست شناسی گیاهی

3. next to biology i love history
بعد از زیست شناسی عاشق تاریخ هستم.

4. In biology class we had to dissect a frog.
[ترجمه ترگمان]در کلاس زیست‌شناسی باید یک قورباغه را تشریح کنیم
[ترجمه گوگل]در کلاس زیست شناسی مجبور شدیم قورباغه را تجزیه کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The library has a large biology section.
[ترجمه ترگمان]کتابخانه بخش زیست‌شناسی بزرگی دارد
[ترجمه گوگل]این کتابخانه بخش بزرگی از زیست شناسی دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The biology students had to dissect a rat.
[ترجمه ترگمان]دانش آموزان زیست‌شناسی باید موش را کالبد شکافی کنند
[ترجمه گوگل]دانشجویان زیست شناسی باید یک موش را تجزیه و تحلیل کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
...

مترادف biology

زیست شناسی (اسم)
biologism , biology
علم الحیات (اسم)
biology
زندگی حیوانی وگیاهی هرناحیه (اسم)
biology

معنی عبارات مرتبط با biology به فارسی

(بخشی از زیست شناسی که با ترکیب و ویژگی ها و کارهای ملکول های یاخته های زنده سروکار دارد) زیست شناسی ملکولی

معنی biology در دیکشنری تخصصی

biology
[شیمی] زیست شناسی
[زمین شناسی] زیست شناسی مطالعه تمام ارگانیسم ها، خصوصاً ارگانیسم های زنده که شامل علم موجودات زنده و دیرین شناسی می باشد. ولی در اکثر موارد فقط برای اشاره به neontology یا علم موجودات زنده، استفاده می شود.
[بهداشت] زیست شناسی
[زمین شناسی] زیست شناسی دریایی مطالعه و بررسی حیوانات و گیاهان دریایی

معنی کلمه biology به انگلیسی

biology
• study of life
• biology is the science which is concerned with the study of living things.
developmental biology
• study of the development of organisms
marine biology
• study of plants and animals that live in the sea

biology را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

SuperSU
زیست شناسی

علوم زیست

درس...
Min
علوم(زیست شناسی)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی biology
کلمه : biology
املای فارسی : بایولوژی
اشتباه تایپی : ذهخمخلغ
عکس biology : در گوگل

آیا معنی biology مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )