برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1358 100 1

bird

/ˈbɜːrd/ /bɜːd/

معنی: پرنده، مرغ، جوجه
معانی دیگر: پرنده (رده ی aves)، (عامیانه) آدم (به ویژه اگر قدری غیرعادی باشد)، (انگلیس - خودمانی) زن جوان، پرنده ی خشکی (در مقابل پرنده ی آبی: waterfowl)، کبوتر مصنوعی (در تمرین تیراندازی و شکار)، پرنده ی سفالین یا چوبین، (در برخی بازی ها) شاتل کاک، توپ پردار، صدایی که از به لرزه درآوردن لب ها ایجاد شود (به نشان مخالفت یا تمسخر)، شیشکی، (خودمانی) موشک، پرتابه، به شکار پرنده رفتن، پرنده شکار کردن، پرنده گرفتن، به مشاهده ی پرندگان پرداختن، پرنده بینی کردن، مره، مرغان

بررسی کلمه bird

اسم ( noun )
عبارات: birds of a feather, kill two birds with one stone
(1) تعریف: a warm-blooded, egg-laying vertebrate animal with wings and feathers, which usu. has the ability to fly.

(2) تعریف: (informal) an odd person.

(3) تعریف: (slang) a contemptuous noise made with the mouth; raspberry.
فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: birds, birding, birded
مشتقات: birdlike (adj.)
(1) تعریف: to view birds in their natural surroundings.

(2) تعریف: to hunt or catch birds.

واژه bird در جمله های نمونه

1. bird migration
کوچ پرندگان

2. a bird alighted on the leafless branch
پرنده‌ای بر شاخه‌ی بی‌برگ نشست.

3. a bird cage
قفس پرنده

4. a bird entangled in the coils of a net
پرنده‌ای که در حلقه‌های تور گیر افتاده است

5. a bird flapping its wings
پرنده‌ای که بال می‌زند.

6. a bird makes wing toward her nest
پرنده‌ای به سوی لانه‌ی خود پرواز می‌کند.

7. a bird mounting from the sea
پرنده‌ای که از دریا به بالا می‌رود

8. a bird of low flight
پرنده‌ی کوته پرواز

9. a bird spreads its wings
پرنده بال های خود را می‌گستراند.

10. a bird that shears the spring sky
پرنده‌ای که آسمان بهاری را می‌شکافد

11. a bird thrashing its wings
پرنده‌ای که پر و بال می‌زند

12. a bird was tilting among the branches
پرنده‌ای در میان شاخ و برگ پس و پیش می‌رفت.

13. a bird with a shrill call
پرنده‌ای با صدای گوشخراش

14. a bird with a yellow brea ...

مترادف bird

پرنده (اسم)
bird , fowl , volant
مرغ (اسم)
bird , fowl , poultry , hen , hen bird
جوجه (اسم)
chick , bird , chicken , brood , squab

معنی عبارات مرتبط با bird به فارسی

سگ شکاری، (عامیانه) با پشتکار کاوش یا تعقیب کردن
مرهباز
(محلی) رجوع شود به:
چسب، کشمشک
شپشک مرغ (راسته ی mallophaga)
کند هم جنس با هم جنس پرواز
(جانورشناسی) مرغ بهشت، مرغ بهشتی (تیره ی paradisaeidae - بومی گینه ی نو)، مره بهشتی، یکجور مرهکه پرهای بسیارزیبایی دارد
پرنده ی مهاجر، پرنده ی گشتگر، مره مهاجر، شخص مهاجر و خانه بدوش
(جانورشناسی) پرنده ی شکاری (انواع پرندگان راسته ی falconiformes که پنجه های تیز و منقار قلاب مانند دارند و جانوران دیگر را شکار می کنند)، قوش، مره شکاری گوشتخوار
(گیاه شناسی) فلفل مرغی (capsicum frutescens)
رتیل باغی
تماشای پرندگان در زیستگاه طبیعی خودشان (به منظور تفریح)، پرنده بینی (birdwatching هم می نویسند)
سحرخیز، زودآیند (کسی که زود برمی خیزد یا می رسد ...

معنی کلمه bird به انگلیسی

bird
• watch and study birds in their natural environment
• fowl, plumed or feathered animal; fellow, guy; girl, lass (slang); helicopter, airplane, aircraft (military slang)
• a bird is a creature with feathers and wings. most birds can fly.
• if you say that a bird in the hand is worth two in the bush, you mean that it is better to keep what you already have than to risk losing it by trying to achieve something else.
• if you say that something will kill two birds with one stone, you mean that two things are achieved rather than just one.
• if you say that something is for the birds, you mean that it is silly; used in informal american english.
bird brain
• stupid person, foolish person, idiot; brain of a fowl
bird brained
• (usa) stupid person (informal)
• if you say that someone is bird-brained, you think they are stupid and always concerned with unimportant things; an informal word.
bird cage
• birdhouse, cage for keeping birds
bird fancier
• person with a special interest in birds; person who enjoys raising or collecting rare birds; person who has for sale assorted types of birds kept in cages
bird farm
• (slang used by the marines) aircraft carrier
bird flu
• avian influenza, fowl plague, avian flu, acute and generally fatal viral infectious disease of chickens and other domestic and wild birds (characterized by fever, swollen head and neck, color of the comb and wattle is bluish-black, diarrhea and respiratory distress) which can infect humans and other animals (such as horses, pigs, seals and whales)
bird in the hand is worth two in the bush
• it's best to go with what ...

bird را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سورو
پرنده و گنجشک
Elinaabasi
گنجشک
tinabailari
a bird was flying in the sky ♿️
یک پرنده داشت در آسمان پرواز میکرد
مهدی احمدی
I have two birds and one of them is black a
من دوتا پرنده دارم و یکی از آنها سیاه است .

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی bird
کلمه : bird
املای فارسی : برد
اشتباه تایپی : ذهقی
عکس bird : در گوگل

آیا معنی bird مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )