انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 915 100 1

بررسی کلمه black and white

اسم ( noun )
(1) تعریف: print or writing considered as documentary evidence or binding proof.

- We won't work until we get a contract in black and white.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] تا زمانی که قراردادی با سیاه و سفید پیدا نکنیم کار نمی‌کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] ما کار نخواهیم کرد تا زمانی که یک قرارداد در سیاه و سفید دریافت کنیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: a photograph or graphic representation done in shades of black and white only.
صفت ( adjective )
(1) تعریف: in shades of black and white only, as a photograph or film.

(2) تعریف: partially, often equally, black and white in color.

- a black-and-white checked fabric
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] پارچه شطرنجی سیاه و سفیدی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] یک پارچه چک شده سیاه و سفید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: of, pertaining to, constituting, or involving absolute opposites, such as right and wrong.
متضاد: gray

- a black-and-white issue
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] یک مساله سیاه و سفید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] یک مسئله سیاه و سفید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه black and white در جمله های نمونه

1. a black-and-white picture
ترجمه تصویر سیاه و سفید

2. a black-and-white portrait of my father
ترجمه تصویر سیاه و سفید (غیررنگی) پدرم

3. a black-and-white t. v. set
ترجمه تلویزیون سیاه و سفید

4. a black-and-white tie
ترجمه کراوات سفید و سیاه

5. those who see moral issues in black-and-white terms and do not consider anything as gray
ترجمه کسانی که امور اخلاقی را فقط به طور سیاه و سفید می‌بینند و حد وسطی قائل نیستند.

6. Gray is intermediate between black and white.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خاکستری میان سیاه و سفید است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خاکستری بین سیاه و سفید بین است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Let black and white as brothers, South Africa to the prosperity and development.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بگذارید سیاه و سفید به عنوان برادر، آفریقای جنوبی تا رونق و توسعه باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اجازه دهید سیاه و سفید به عنوان برادران، آفریقای جنوبی به رونق و توسعه
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Although there is no overt hostility, black and white students do not mix much.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اگرچه دشمنی آشکار وجود ندارد، اما دانش آموزان سیاه‌پوست و سفید خیلی هم با هم ترکیب نمی‌شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گرچه هیچ خصایص آشکاری وجود ندارد، دانش آموزان سیاه و سفید بسیار مخلوط نمی شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The pictures were in black and white.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تصاویر سیاه و سفید بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تصاویر در سیاه و سفید بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. A perfunctory love lost evolve into black and white color.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک عشق سرسری و سرسری به رنگ سیاه و سفید تبدیل می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]عشق پر از عشق به رنگ سیاه و سفید تبدیل شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. They demanded that the agreement be written in black and white.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها خواستار این شدند که این توافقنامه به صورت سیاه و سفید نوشته شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها خواستار این شد که توافق نامه به صورت سیاه و سفید نوشته شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. To me, the past is black and white, but the future is always color.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برای من گذشته سیاه و سفید است، اما آینده همیشه رنگ است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای من، گذشته سیاه و سفید است، اما آینده همیشه رنگی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The butterfly is black and white with a blue stripe running down each wing.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پروانه سیاه و سفید با نوار آبی در حال دویدن در هر بال است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پروانه سیاه و سفید با نوار خط آبی است که در حال حرکت به پایین هر بال است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. There is a brooding melancholy in his black and white photography.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در عکاسی سیاه و سفید او یک افسردگی عمیق وجود دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در عکاسی سیاه و سفید، یک ماندانۀ فریبنده وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Black and white show a clear.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به لک و سفید نشون می ده
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سیاه و سفید نشان می دهد روشن است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. The zebra is a wild African horse with black and white stripes.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گورخر یک اسب آفریقایی وحشی است با خط‌های سیاه و سفید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گورخر اسب آبی وحشی با راه راه های سیاه و سفید است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

17. The black and white flag went down, and the race began.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پرچم سفید و سفید به پایین سرازیر شد و مسابقه شروع شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پرچم سیاه و سفید پایین رفت و مسابقه شروع شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

18. Is the film in colour or black and white?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آیا این فیلم رنگی است یا سیاه و سفید؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا فیلم در رنگ یا سیاه و سفید است؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

19. The male bird has distinctive black and white markings on its head.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این پرنده نر علامت سیاه و سفید مشخصی روی سرش دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پرنده نر دارای نشانه های سیاه و سفید مشخص بر روی سر خود است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه black and white به انگلیسی

black and white
• partially black and partially white in color; not in color; explicitly, clearly, in a way which leaves nothing to the imagination
• in a black and white photograph or film, everything is shown in black, white, and grey.
• you say that something is in black and white when it has been written or printed, and not just spoken.
black and white photo
• photograph which is produced using shades of black and white
black and white reception
• reception of a television transmission in shades of black and white (as opposed to color)
black and white television
• television which can only display images in shades of black and white
black and white tv
• television which can only display images in shades of black and white
in black and white
• composed of black and white shades
swear black and white
• pledge two opposites, make contradictory oaths

black and white را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی black and white

Nafis ٢١:٢٩ - ١٣٩٧/١٢/١٩
واضح.
|

z. e. Arezoomand ١٠:٣٢ - ١٣٩٨/٠١/٢٥
واضح، آسان، روشن
|

پیشنهاد شما درباره معنی black and white



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

فاضل لیاقتی > refers
Sunmi > Tuna
Sunmi > House sit
توحید > کپه اقلی
Sunmi > Laundry Basket
Aynaz > Organiz
حسین صناعی > get on well with
Sunmi > Cushions

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

توضیحات دیگر

معنی black and white
کلمه : black and white
املای فارسی : بلک اند وایت
اشتباه تایپی : ذمشزن شدی صاهفث
عکس black and white : در گوگل


آیا معنی black and white مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )