انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 981 100 1

black box

تلفظ black box
تلفظ black box به آمریکایی/ˈblækˈbɑːks/ تلفظ black box به انگلیسی/blækbɒks/

جعبه ی سیاه (که جزئیات پرواز هواپیما و سایر اطلاعات در آن ضبط می شود)، جعبه سیاه

واژه black box در جمله های نمونه

1. The black box showed why the plane had crashed.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جعبه سیاه نشان می‌داد که چرا هواپیما سقوط کرده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جعبه سیاه نشان داد چرا هواپیما سقوط کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. They were part of the black box associated with high-flyer management development.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها بخشی از جعبه سیاه مربوط به توسعه مدیریت بالای آگهی بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها بخشی از جعبه سیاه همراه با توسعه مدیریت هواپیماها بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. A long black box passed at their feet.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جعبه سیاه بلندی جلوی پای آن‌ها گذشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک جعبه سیاه طولانی در پای آنها گذشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. But the congressional intelligence committees are like a black box. Things go in without anything coming out.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما کمیته امنیتی کنگره مانند یک جعبه سیاه است همه چی بدون هیچ مشکلی پیش میره
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما کمیته های اطلاعاتی کنگره مانند یک جعبه سیاه هستند چیزهایی بدون هیچ چیز بیرون میروند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The solid black box represents the ble resistance gene.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جعبه سیاه محکم نشان‌دهنده یک ژن مقاوم در دسترس است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جعبه سیاه جامد نشان دهنده ژن مقاومت در برابر است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. It was a small black box, rather like the Thing, mounted on little treads.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جعبه سیاه کوچکی بود که روی treads کوچک سوار شده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این یک جعبه کوچک سیاه بود، و نه مانند چیز، نصب شده بر روی کمربند کمی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. But the congressional intelligence committees are like a black box.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما کمیته‌های اطلاعاتی کنگره شبیه یک جعبه سیاه هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما کمیته های اطلاعاتی کنگره مانند یک جعبه سیاه هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. There are four interacting systems within the organism's black box that enable it to function effectively.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چهار سیستم برهمکنش کننده در جعبه سیاه موجود وجود دارند که آن را قادر می‌سازند تا به طور موثر عمل کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چهار سیستم ارتباطی در جعبه سیاه سازمان وجود دارد که آن را قادر می سازد تا به طور موثر عمل کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. New investigative techniques have opened up the black box of the brain and have begun to shed light on its inner workings.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تکنیک‌های تحقیقی جدید جعبه سیاه مغز را باز کرده و شروع به ریختن نور در کاره‌ای داخلی خود کرده‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تکنیک های تحقیق جدید جعبه سیاه مغز را باز کرده و شروع به کار کردن در محیط داخلی خود کرده اند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Claire jams the black box into her shoulder bag.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] کلر جعبه سیاه‌رو توی کیفش گذاشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کلر جعبه سیاه را به کیسه شانه اش می برد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Accident investigators have found the black box flight recorder.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]investigators تصادفی جعبه سیاه‌رو پیدا کردن
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]محققان حادثه ضبط کننده جعبه سیاه جعبه را پیدا کرده اند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. They're still looking for his black box.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها هنوز دنبال جعبه سیاه او هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها هنوز به دنبال جعبه سیاه خود هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The briefcase-sized black box contained a keyword selection computer.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جعبه سیاه با اندازه کیف حاوی یک کامپیوتر انتخاب کلید واژه بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جعبه سیاه جعبه حاوی یک کامپیوتر انتخاب کلمه کلیدی بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. You know that indestructible black box that is used on airplanes?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اون جعبه سیاه و indestructible که روی هواپیماها استفاده می‌شه رو می دونی؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]می دانید جعبه سیاه ناپذیر که در هواپیما استفاده می شود؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی black box در دیکشنری تخصصی

black box
[کامپیوتر] جعبه سیاه
[برق و الکترونیک] جعبه ی سیاه اشاره به یک مجموعه یا زیر مجموعه که معمولاً به شکل مدول مداری الکترونیکی است که برای کاربرد معین بسته بندی شده است و توسط کاربر معمولی و مبدل ساز به آگاهی زیاد از ساختار داخلی آن قابل جایگذاری یا برداشتن از محل خود است. - جعبه سیاه
[ریاضیات] جعبه ی سیاه
[آمار] جعبه سیاه
[کامپیوتر] آزمون جعبه سیاه

معنی کلمه black box به انگلیسی

black box
• safety device in airplanes which records flight statistics
• a black box is an electronic device in an aircraft which records information about its flights. it is often used to provide evidence about accidents.
• you can refer to a part of an electronic or computer system as a black box when you know what it does, but do not know exactly how it works.

black box را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی black box



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

حسنا > حسنا
عبدالرضا > طالع
بیژن > pleiotropic
### > مونا
ثمانه > ثمانه
محراب > نزل
نینا > نینا
امیرحسین ال احمدی لردگان چشم برم > مال احمدی

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی black box
کلمه : black box
املای فارسی : بلک باکس
اشتباه تایپی : ذمشزن ذخط
عکس black box : در گوگل


آیا معنی black box مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )