برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1283 100 1

blazing

/ˈbleɪzɪŋ/ /ˈbleɪzɪŋ/

معنی: مشتعل

واژه blazing در جمله های نمونه

1. her blazing eyes!
چشمان شراره بارش‌!

2. the blazing sun
خورشید داغ و تابناک

3. his eyes were blazing with passion as he spoke of freedom
درباره‌ی آزادی که حرف می‌زد چشمانش از شدت احساسات شعله ور بود.

4. the car's headlights were blazing
چراغ‌های جلو اتومبیل خیره کننده بود.

5. the fire is still blazing
آتش هنوز زبانه می‌کشد.

6. Within minutes the whole building was blazing.
[ترجمه ترگمان]در عرض چند دقیقه تمام ساختمان مشتعل بود
[ترجمه گوگل]در عرض چند دقیقه کل ساختمان فرو می ریزد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. He rushed back into the blazing house.
[ترجمه ترگمان]به سوی خانه سوزان دوید
[ترجمه گوگل]او به خانه فرو می ریزد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. At the beginning blazing heart Long silence.
[ترجمه ترگمان]در آغاز خاموشی سوزان سکوت
[ترجمه گوگل]در آغاز شکوه قلب سکوت طولانی ...

مترادف blazing

مشتعل (صفت)
ablaze , blazing , kindled , inflamed , excited , sulphurous , conflagrant

معنی عبارات مرتبط با blazing به فارسی

(گیاه شناسی)، اخگرافشان (انواع گل های وحشی امریکا از جنس liatris و خانواده ی composite)، ستاره دنباله دار، هرچیزی که مورد توجه دیگران باشد

معنی کلمه blazing به انگلیسی

blazing
• burning, flaming; prominent; rude, vulgar
• you use blazing to describe the weather or a place when it is very hot and sunny.
• when people have a blazing row, they quarrel in a noisy and excited way.
• see also blaze.
blazing apartment
• apartment which is on fire
blazing the trail
• making a path, leading the way

blazing را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Forozn
روشن.فروزان.شعله ور
فواد بهشتی
سوزان، سوزنده، سوزاننده - در حال سوختن
patrick start
blazing
درخشنده , بسیار روشن , شعله ور

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی blazing
کلمه : blazing
املای فارسی : بلزینگ
اشتباه تایپی : ذمشظهدل
عکس blazing : در گوگل

آیا معنی blazing مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )