برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1231 100 1

bless

/ˈbles/ /bles/

معنی: مبارک خواندن، برکت دادن، دعا کردن، تقدیس کردن، خوشبخت کردن
معانی دیگر: (با نشان یا ورد یا دعا) تقدیس کردن، مقدس خواندن، آمرزیدن، وخشودن، طلب سعادت و آمرزش کردن، دعای خیر کردن، طلب مغفرت کردن، تبرک کردن، موهبت داشتن یا دادن، اعطا کردن، بخشیدن، سرفراز و شاد کردن، مستفیض کردن، فیض دادن، با ادای نشان صلیب برکت دادن و طلب سعادت و آمرزش کردن، (مهجور - فقط در دعا) حفظ کردن از بلا و مصیبت، مبارک و میمون کردن، آفرینگان کردن، نعمت دادن، باعلامت صلیب کسی را برکت دادن

بررسی کلمه bless

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: blesses, blessing, blessed, blest
(1) تعریف: to make holy by religious ritual; sanctify.
مترادف: consecrate, hallow, sanctify
متضاد: desecrate
مشابه: anoint, dedicate

- The priest blessed the marriage.
[ترجمه فرشته] کشیش ازدواج را متبرک کرد.
|

[ترجمه ترگمان] کشیش ازدواج را تبرک کرد
[ترجمه گوگل] کشیش ازدواج را برکت داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to make the sign of the cross upon or over.
مترادف: cross

- He entered the church and blessed himself.
[ترجمه ترگمان] وارد کلیسا شد و خود را تبرک کرد
[ترجمه گوگل] او وارد کلیسا شد و خودش را برکت داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: to ask for divine favor for.
متضاد: curse
مشابه: favor, g ...

واژه bless در جمله های نمونه

1. bless me, what beautiful children you have!
خدا را شکر چه بچه‌های خوبی داری‌!

2. bless my soul, what food!
خدا برکت بده،چه خوراک‌هایی‌!

3. bless your little heart!
خدا عمرت بده‌!

4. bless me (or you, him, etc. )
اظهاری که نشان تعجب یا تعرض یا خوشی است

5. bless my soul
اظهاری که بیشتر نشان شگفتی است

6. we bless his holy name
نام مقدس او را ستایش می‌کنیم‌!

7. god bless you!
خدا تو را برکت بدهد!،خدا عمرت بده‌!

8. let us bless the lord!
خداوند را تقدیس کنیم.

9. may god bless you
خدا خیرت بده‌!،عافیت باشد!،خدا تو را برکت بدهد!

10. He's always willing to help. Bless him!
[ترجمه ترنم] او همیشه تمایل به کمک کردن دارد! خدا خیرش دهد!|

[ترجمه ترگمان]اون همیشه دوست داره کمک کنه خدا حفظش کند!
[ترجمه گوگل]او همیشه مایل به کمک است او را برکت دهید
[ترجمه شما ...

مترادف bless

مبارک خواندن (فعل)
beatify , bless
برکت دادن (فعل)
bless , sain
دعا کردن (فعل)
pray , bless
تقدیس کردن (فعل)
consecrate , celebrate , bless , sain , edify , hallow , enshrine , sanctify
خوشبخت کردن (فعل)
bless , felicitate

معنی عبارات مرتبط با bless به فارسی

اظهاری که نشان تعجب یا تعرض یا خوشی است
اظهاری که بیشتر نشان شگفتی است

معنی کلمه bless به انگلیسی

bless
• bestow good, give favor; sanctify, make holy
• when a priest blesses people or things, he asks for god's favour and protection for them.
• if someone is blessed with a particular good quality or skill, they have it.
• see also blessed, blessing.
• when people say god bless or bless you to someone, they are expressing their affection, thanks, or good wishes.
• you can say bless you to someone who has just sneezed.
bless you!
• gesundheit! (said after someone sneezes)
god bless
• may god protect and be gracious to you

bless را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

m
افییت باشه
بوهوم مون
عافيت باشه
مجید پوشش دوست
تمعید داده شده
دکتر محمد خرمی
Commonly used it by 'bad boys' or 'gangsters'. 'Bless' has many meanings with different people and different conversations.
'It's bless' usually means 'aw it's ok'.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی bless
کلمه : bless
املای فارسی : بلس
اشتباه تایپی : ذمثسس
عکس bless : در گوگل

آیا معنی bless مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )