برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1279 100 1

bloodsucking

واژه bloodsucking در جمله های نمونه

1. Women first are presented as bloodsucking threats, then impaled with gusto.
[ترجمه ترگمان]زنان ابتدا به عنوان تهدیدهای bloodsucking معرفی می‌شوند و سپس با اشتها به آن پناه می‌برند
[ترجمه گوگل]زنان ابتدا به عنوان تهدیدات خونریزی معرفی می شوند و سپس به صورت ناخودآگاه تحریک می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. What bloodsucking vampire owns me now?
[ترجمه ترگمان]الان خون آشامم چیه؟
[ترجمه گوگل]چه خون آشام خونگرم من در حال حاضر من است؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. This blood-sucking abomasal nematode may be responsible for extensive losses in sheep and cattle, especially in tropical areas.
[ترجمه ترگمان]این خون مکنده خون ممکن است مسئول خسارات زیاد در گوسفندان و احشام به ویژه در مناطق گرمسیری باشد
[ترجمه گوگل]این نماتد آبوزال خون مکیده ممکن است مسئول خسارات گسترده ای در گوسفند و گاو، به ویژه در مناطق گرمسیری باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Blood-sucking little crawling creatures . . . they pandered either to popular taste or to a current fad.
...

معنی کلمه bloodsucking به انگلیسی

bloodsucking
• act of sucking blood, act of draining blood

bloodsucking را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

رئیس علی دلواری
خون خوار - خون آشام (adj)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی bloodsucking مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )