برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1289 100 1

blow off


(خودمانی - بسیار ناپسند) رجوع شود به: fellatio، 1- (از دیگ بخار و غیره) بخار یا آب گرم بیرون دادن 2- با صدای بلند درد دل کردن، دل خود را خالی کردن

واژه blow off در جمله های نمونه

1. Just blow off his comments, he's only joking.
[ترجمه جواد حاجیلو] اظهار نظراشو جدی نگیرید(نادیده بگیرید), اون فقط داره شوخی میکنه.
|
[ترجمه ترگمان]او فقط شوخی می‌کند، فقط شوخی می‌کند
[ترجمه گوگل]فقط نظر خود را منفجر کنید، او فقط شوخی می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I went jogging to blow off some steam.
[ترجمه علی اکبر منصوری] من رفتم پیاده روی تا کمی از عصبانیتم رو خالی کنم!
|
[ترجمه ترگمان] من رفتم تا یه کم بخار رو منفجر کنم
[ترجمه گوگل]من دوش گرفتم تا بخار بخوابم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Recess is a good chance for kids to blow off steam.
[ترجمه ...

معنی blow off در دیکشنری تخصصی

[مهندسی گاز] تخلیه ، تخلیه کردن
[نساجی] تخلیه - تخلیه کردن - دمیدن - ضایعات پرزی
[نساجی] پاک کننده ماشین - کارگری که پرزهای ماشین را با شیلنگ باد پاک می کند
[مهندسی گاز] شیرتخلیه

معنی کلمه blow off به انگلیسی

blow off
• shed a duty responsibility (e.g.: "tom blew off work for two days")
blow off steam
• relieve pressure, relieve stress; let out energy, use up excess energy

blow off را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد خ1
همراهی نکردن

ترک همراهی کردن
فريبا
انداختن
علی اکبر منصوری
1-اعتنا نکردن به، محل نذاشتن، سلام نکردن.
2- امری) گمشو!
3-نرفتن، شرکت نکردن، حاضر نشدن (سر قرار، کلاس، کار و غیره)
4- باد شکم خالی کردن!
5-suck زدن!
6- با فشار هوا چیزی رو پاک کردن، با فوت کردن گرد و خاکی را پاک کردن!
7- تخلیه بخار از دیگ بخار و یا باز کردن سوپاپ اطمینان و تخلیه بخار!
8-تخلیه انرژی (با فریاد زدن، جیغ کشیدن و...)
محسن غمگسار
to decide not to do something you are expected to do, or not to meet someone you are expected to meet
شبنم
blow sb off
پیچوندن یک نفر
aram
فوت کردن
از روی چیزی فوت کردن
مهسا
slang To ignore or intentionally avoid a person, planned event, or responsibility, often to do something frivolous instead.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی blow off
کلمه : blow off
املای فارسی : بلوو آاف
اشتباه تایپی : ذمخص خبب
عکس blow off : در گوگل

آیا معنی blow off مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )