برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1288 100 1

blowout

/ˈbloʊaʊt/ /ˈbləʊaʊt/

بیرون دمیدن (بخار و آب و غیره)، پنچری (تایر و غیره)، پکیدن، ترکیدن، سوختن فیوز برق، جشن بزرگ

بررسی کلمه blowout

اسم ( noun )
(1) تعریف: the sudden bursting of a vessel containing air or liquid under pressure, esp. an automobile tire.
مشابه: burst

(2) تعریف: a sudden and uncontainable release of air or liquid.

واژه blowout در جمله های نمونه

1. I had a blow-out on the driver's side.
[ترجمه Smat] سمت راننده، یه پنچری داشتم
|
[ترجمه فرامرز] لاستیک سمت راننده ام پنچر شد(یا ترکید)
|
[ترجمه ترگمان] من یه ضربه محکم به کنار راننده داشتم
[ترجمه گوگل]من در سمت راننده ضربه زدم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Once in a while we had a major blowout.
[ترجمه فرامرز] ۱-ما هر از گاهی، شاهد یک انفجار بزرگ بودیم.۲- ما هر از گاهی،یک جشن بزرگ می گرفتیم|
[ترجمه ترگمان]پس از مدتی، ما یک انفجار بزرگ داشتیم
[ترجمه گوگل]یک بار در یک زمان ما یک ضربه بزرگ داشتیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی blowout در دیکشنری تخصصی

blowout
[خاک شناسی] بادکنده
[آب و خاک] جوشش
[زمین شناسی] بادوزیده ، گودی مدور یا بیضی شکل کم عمق در ماسه یا حاک خشک که توسط فرسایش بادی تشکیل شده است . ترکیدن در اثر فشار
[زمین شناسی] تلماسه بادوزیده
[برق و الکترونیک] آهنربای فرونشان آهنربای دائمی با لاکتریکی که قوس ایجاد شده در موقع باز شدن کلید با مدار شکن با جریان بالا را منحرف و خاموش می کند .
[نفت] مجموع شیر فوران گیر
[نفت] شیر فوران گیر
[نفت] جلوگیری از فوران
[نفت] بدل نمای فوران
[زمین شناسی] تلماسه بادوزیده
[برق و الکترونیک] خاموش سازی مغناطیسی آهنربای دائمی یا الکتریکی که میدان مغناطیسی ناشی از آن در امتداد جرقه ی کنتاکتهای در حال باز شدن کلید یا مدار شکن قرا رمی گیرد و در نتیجه به مستهلک شدن جرقه کمک می کند .

معنی کلمه blowout به انگلیسی

blowout
• explosion; investigation, inquiry; banquet, party (slang)

blowout را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

معصومه
باد شکم
حسین رحمانی
معرکه، محشر، فوق‌العاده
حامد لباف
خاموشی
در مورد فرایندهای احتراقی blowout به معنای خاموشی است
برای مثال flame blowout به معنای خاموشی شعله است
حمیدرضا
وعده غذایی مفصل
سور
شکم چرانی
ونوس پرهیز
مدت زمان کوتاه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی blowout
کلمه : blowout
املای فارسی : بلووت
اشتباه تایپی : ذمخصخعف
عکس blowout : در گوگل

آیا معنی blowout مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )