انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری، مترجم یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 391 100 1

blowzy

تلفظ blowzy
تلفظ blowzy به آمریکایی/ˈblaʊzi/   تلفظ blowzy به انگلیسی/ˈblaʊzi/

معنی: خشن، سرخ روی، سرخ گونه، زمخت، شلخته
معانی دیگر: پر باد، در معرض باد، چاق و سرخ روی و زمخت، سر  روی، سر  گونه، زن چاق

مترادف blowzy

خشن (صفت)
raucous , rough , harsh , coarse , randy , rude , sore , tough , high , brutish , brute , wooden , blatant , stark , impolite , bearish , churlish , caddish , unkempt , blowsy , blowzy , boorish , indelicate , ragged , brusque , stocky , gruff , hoarse , plebeian , offish , crusty , scabrous , woolly , ungracious , iron-bound , rough-and-ready , rowdy , scraggy , truculent , unmannered
سرخ روی (صفت)
blowsy , blowzy
سرخ گونه (صفت)
blowsy , blowzy
زمخت (صفت)
hard , raucous , rough , coarse , gross , rude , tough , incult , rugged , impolite , churlish , blowsy , blowzy , crude , clumsy , heavyset , hoarse , crass
شلخته (صفت)
blowzy , sloppy , grubby , slovenly , frumpy , slipshod , frowsy , sordid , frowzy , frumpish , sloven

معنی کلمه blowzy به انگلیسی

blowzy
• disheveled, slovenly; ruddy of complexion (also blowsy)

پیشنهاد شما درباره معنی blowzy



نام نویسی   |   ورود
فروشگاه کمپونرم افزاری مریم

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی blowzy
کلمه : blowzy
املای فارسی : بلوزی
اشتباه تایپی : ذمخصظغ
عکس blowzy : در گوگل


آیا معنی blowzy مناسب بود ؟     بله - خیر     ( امتیاز : 94% )