برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1283 100 1

bog down

واژه bog down در جمله های نمونه

1. Your car will bog down in the mud.
[ترجمه ترگمان]ماشین تو در گل فرو می ره
[ترجمه گوگل]ماشین شما در گلدان پایین خواهد ماند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. How did the construction work bog down?
[ترجمه رضا تفضلي] چي شد كه كار ساخت و ساز به تاخير افتاد؟
|
[ترجمه ترگمان]کار ساخت‌وساز چطور بود؟
[ترجمه گوگل]کار ساخت و ساز چگونه انجام شد؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. If the images in Myst bog down your screen, pony up the bucks for more memory or a faster video card.
[ترجمه ترگمان]اگر تصاویر در bog از روی پرده تو پایین می‌ایند، یک اسب کوچک را برای خاطره بیشتر یا یک کارت اعتباری سریع‌تر از آن بالا ببر
[ترجمه گوگل]اگر تصاویری که در Myst در زیر صفحه نمایش شما قرار می گیرند، برای حافظه بیشتر یا یک کارت گرافیک سریع تر، هزینه های خود را افزایش دهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه bog down به انگلیسی

bog down
• become stuck, be delayed, be caught in

bog down را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مینا
گیرافتادن
مرجان میری لواسانی
گیرانداختن/ گیر افتادن
مسدود کردن/ مسدود شدن
متوقف کردن/ متوقف شدن
محاصره کردن/ محاصره شدن
محصور کردن/ محصور شدن
ممانعت به عمل آوردن
در گِل و شِل، لجن، گِل و لای، باتلاق، منجلاب فرو رفتن یا فروبردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی bog down مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )