برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1280 100 1

boldfaced


گستاخ، پررو، چشم دریده، ارقه، جسور

واژه boldfaced در جمله های نمونه

1. The words suffixed with a curve are boldfaced in the printing.
[ترجمه ترگمان]کلمات suffixed با یک منحنی در هنگام چاپ نمایش داده می‌شوند
[ترجمه گوگل]واژه هایی که با یک منحنی ثابت می شوند، در چاپ به صورت boldfaced هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. In version all codes will appear in boldface.
[ترجمه ترگمان]در این نسخه، همه کدها با حروف درشت به نمایش خواهند آمد
[ترجمه گوگل]در نسخه همه کد ها به صورت boldface ظاهر می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The cursor, by the way, appears boldfaced but blinking at a slower rate than the cursor in the text itself.
[ترجمه ترگمان]مکان‌نما، به روش، boldfaced ظاهر می‌شود، اما با سرعت کمتری از مکان‌نما در متن خود چشمک می‌زند
[ترجمه گوگل]مکان نما، به هر حال، به نظر می رسد boldfaced، اما چشمک زدن به میزان کندتر از مکان نما در متن خود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Also, boldface and italic formatting disappears.
[ترجمه ترگمان]فرمت، و ایتالیک نیز ناپدید می‌شود
[ترجمه گوگل]همچ ...

معنی کلمه boldfaced به انگلیسی

boldfaced
• daring, fearless

boldfaced را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مولا
پررنگ
رئیس علی دلواری
برجسته و درشت (برای حروف و یا کلمات درون متن)
سجاد مصلحی
boldfaced words
کلمات(با فونتِ) درشت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی boldfaced
کلمه : boldfaced
املای فارسی : بلدفکد
اشتباه تایپی : ذخمیبشزثی
عکس boldfaced : در گوگل

آیا معنی boldfaced مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )