انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 899 100 1

booster

تلفظ booster
تلفظ booster به آمریکایی/ˈbuːstər/ تلفظ booster به انگلیسی/ˈbuːstə/

معنی: حامی، تقویت کننده، ترقی دهنده، زیاد کننده، تشدید کننده، بالا برنده
معانی دیگر: پشتیبان، جانبدار، (برق) توان افزا، دستگاهی برای کنترل و افزودن ولتاژ، ولت افزا، بوستر، (رادیو و تلویزیون) تقویت کننده ی بین آنتن و دریافتگر، فزون ساز، (پرتابه شناسی) دستگاهی که موشک را به هوا پرتاب می کند و یا بر نیروی پرواز آن می افزاید، (در موشک های چندمرحله ای) هریک از مراحل اولیه ی پرواز موشک یا موتورهای جت که پس از سوختن از آن جدا می شوند

بررسی کلمه booster

اسم ( noun )
(1) تعریف: someone or something that boosts.

(2) تعریف: a device for amplifying radio frequency.

(3) تعریف: a segment of a rocket that provides the main source of propulsion during takeoff.

(4) تعریف: a subsequent dose of a vaccine given to supplement and effectuate the original dose.

واژه booster در جمله های نمونه

1. This win has been a great morale booster.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این برد، تقویت روحیه خوبی بوده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این پیروزی یک تقویت کننده روحیه عالی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Mail from home is a great morale booster for our soldiers.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نامه از خانه، تقویت روحیه عالی برای سربازان ماست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ایمیل از خانه تقویت کننده روحیه عالی برای سربازان ما است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Can I bring my dog in for his booster injection?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]میتونم سگم رو برای تزریق his بیارم؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا می توانم سگم را برای تزریق انسولین خودم بیاورم؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The home side badly need a confidence booster.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]طرف خانه به شدت به تقویت اعتماد به نفس نیاز دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سمت خانه به شدت نیاز به تقویت کننده اعتماد به نفس دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Ground controllers will then fire the booster, sending the satellite into its proper orbit.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سپس کنترل‌کننده‌های زمینی، تقویت‌کننده را آتش خواهند زد و ماهواره را به مدار مناسب خود ارسال خواهند کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کنترل کننده های زمین سپس تقویت کننده آتش را پرتاب می کنند و ماهواره را به مدار مناسب خود می فرستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Two booster rockets will power the shuttle off the pad.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دو موشک تقویت‌کننده، شاتل را از روی زمین پرتاب می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دو راکت تقویت کننده شاتل را از پد استفاده خواهد کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. This battery booster is a boon for photographers.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این تقویت‌کننده باتری نعمتی برای عکاسان است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این تقویت کننده باتری برای عکاسان محترم است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. She is a booster of the local girls' club.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او به گروه دخترهای محلی خیلی علاقه دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او تقویت کننده باشگاه دختران محلی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Praise is a great confidence booster.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شکر یک تقویت‌کننده اعتماد به نفس است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ستایش تقویت اعتماد به نفس است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Mail from home is a big morale booster for far-away troops.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نامه‌ای که از خانه دریافت می‌شود، تقویت روحیه قوی برای نیروهای دور از دور است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ایمیل از خانه تقویت کننده روحیه بزرگ برای نیروهای دور است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. We saw the booster rockets disengage and fall into the sea.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]We را دیدیم که در دریا فرو می‌رود و به دریا می‌افتد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما موشک های تقویت کننده را دیدیم و به دریا افتادیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. It was amazing what a morale booster her visits proved.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این شگفت‌انگیز بود که visits روحیه او را تقویت می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این شگفت انگیز بود که روحیه تقویت کننده دیدار او را ثابت کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Such fairs are a great morale booster for any nurse who feels unappreciated.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این نمایشگاه‌ها، تقویت روحیه عالی برای هر پرستاری هستند که unappreciated را احساس می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چنین نمایش هایی یک تقویت کننده روحیه ای عالی برای هر پرستار است که احساس نمی شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. That kind of morale booster is infectious and they could well have won by a bigger margin.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این نوع تقویت‌کننده روحیه مسری است و آن‌ها می‌توانستند به خوبی با حاشیه‌ای بزرگ‌تر برنده شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این نوع تقویت کننده روحیه عفونی است و می تواند به خوبی با حاشیه بزرگ برنده شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. A given rocket booster could actually land more mass on these bodies than it could land on the Moon!
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک تقویت‌کننده راکت به زمین می‌تواند در واقع بیشتر بر روی این اجساد فرود بیاید تا اینکه بتواند روی ماه فرود بیاید!
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک تقویت کننده موشکی خاص می تواند جرم بیشتری را در این جرم ها جابجا کند تا اینکه می تواند بر ماه فرود بیاید!
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف booster

حامی (اسم)
supporter , protector , patron , sponsor , actor , advocate , partisan , backer , shield , booster , bulwark , vindicator , partizan
تقویت کننده (اسم)
amplifier , booster , regenerator
ترقی دهنده (اسم)
assistant , booster , promoter
زیاد کننده (اسم)
booster , augmentor
تشدید کننده (اسم)
booster , resonator
بالا برنده (اسم)
booster , elevator

معنی عبارات مرتبط با booster به فارسی

رجوع شود به: jumper cables
(پزشکی) تلقیح توان افزا (تلقیحی که پس از اتمام یک سلسله تلقیحات برای ازدیاد اثر و ایمنی و غیره انجام می شود)، بوستر، یادآور، فزون ساز

معنی booster در دیکشنری تخصصی

[سینما] بالا بردن بازو [میکروفن یا جرثقیل دوربین ]
[برق و الکترونیک] افزاینده ؛ تقویت کننده 1. یک تقویت کننده ی آر-اف مستقل بین آنتن و گیرنده ی تلویزیونی به منظور تقویت سیگنالهای ضعیف . 2. یک تقویت کننده ی آر-اف که سیگنال رادیویی مخابراتی یا تلویزیونی دریافت شده را تقویت و بدون تغییر در بسامد حامل با توان بالاتری برای دریافت توسط عموم دوباره پخش می شود.
[ریاضیات] توان افزای، فشار افزای، توان افزا
[معدن] بوستر (آتشباری)
[برق و الکترونیک] تقویت کننده ی کمکی یک تقویت کننده ی صوتی که بین قسمتهای کنترل مخلوط کننده و کنترل حجم صدای اصلی در استدیوی فرمان استفاده می شود. این تقویت کننده ی تلفات مدار مخلوط کننده را جبران می کند. تقویت کننده ی کمکی می تواند ولتاژ خروجی یا ظرفیت جریان دهی تقویت کننده عملیاتی را بدون تغییر قطبیت یا کاهش قابل توجه دقت افزایش دهد.
[معدن] بادبزن تقویتی (تهویه)
[نفت] هواکش کمکی
[نفت] تلمبه خانه ی افزایش فشار
[سینما] تقویت کننده نور
[مهندسی گاز] تلمبه تقویتی ، تلمبه کمکی
[نفت] تلمبه خانه ی افزایش فشار
[برق و الکترونیک] ولتاژ افزاینده ولتاژ اضافی که در گیرنده ی تلویزیونی توسط ترانزیستور میراساز فراهم می شود و برای تولید خروجی جاروب دنده اره ای بزرگتر به قسمتهای خروجی افقی ، نوسانساز افقی، و ترانزیستور خروجی عمودی داده می شود.
[زمین شناسی] فن بزرگ که در جریان هوای اصلی نصب می شود و بنابراین در امتداد با فن اصلی قرار دارد
[برق و الکترونیک] افزاینده توان
[زمین شناسی] یک بسته یا گلوله از مواد منفجره که به طور خاص برای انتقال انفجار به مواد منفجره دیگر و همچنین به مناطقی که مواد قابل انفجار ندارد ، طراحی می شود

معنی کلمه booster به انگلیسی

booster
• voltage amplifier; immunization injection; follower, supporter
• a booster is an extra injection which renews the effectiveness of a previous vaccine injection.
• a booster is also something that makes you feel more confident or cheerful.
booster seat
• special seat designed to be placed on top of an adult chair in order to raise a small child to the level of a table; minimal car seat designed for a small child (used with an adult safety belt)
booster shot
• injection which strengthens immunity to a certain disease
big dumb booster
• rocket which is imprecise and less efficient (such as the "katyusha")
rocket booster
• extra charge that increases the speed of a rocket and increases the range of strike
voltage booster
• electrical device that is used to amplify the voltage strength

booster را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی booster

ebitaheri@gmail.com ١٨:٢٠ - ١٣٩٧/٠٥/١٩
پرتابگر

پرتاب‌افزا

کمک پرتاب/پرتابگر
|

پیشنهاد شما درباره معنی booster



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

SsMoein > آرتوش
هادی ملک > Hellishly hot
sara > clean the stable
آرنیکا > Case
HENGAME > فصل
HENGAME > گل
علی شیرزادی > کاید
آرنیکا > markers

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

توضیحات دیگر

معنی booster
کلمه : booster
املای فارسی : بوستر
اشتباه تایپی : ذخخسفثق
عکس booster : در گوگل


آیا معنی booster مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )