برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1329 100 1

boyish

/ˌbɔɪɪʃ/ /ˈboɪɪʃ/

معنی: جوان، پسر مانند
معانی دیگر: پسر ماب، نوجوان مانند، پسرانه

بررسی کلمه boyish

صفت ( adjective )
مشتقات: boyishly (adv.), boyishness (n.)
• : تعریف: characteristic of a boy.
متضاد: womanly

- boyish behavior
[ترجمه ترگمان] رفتار پسرانه
[ترجمه گوگل] رفتار پسرانه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه boyish در جمله های نمونه

1. kennedy's boyish looks
قیافه‌ی پسرسان کندی

2. He / She has boyish good looks.
[ترجمه ترگمان]او یک ظاهر خوب پسرانه دارد
[ترجمه گوگل]او / او به نظر می رسد پسرانه خوب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. At 4 she still had a trim boyish figure .
[ترجمه ترگمان]در ساعت ۴ هنوز هیکل پسرانه خوبی داشت
[ترجمه گوگل]در 4 سالگی او هنوز یک شخصیت تناسب اندام پسرانه داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. His boyish good looks made him popular with girls.
[ترجمه ترگمان]قیافه بشاش و پسرانه او او را با دختران محبوب کرده بود
[ترجمه گوگل]به نظر می رسد پسر خوب او را با دختران محبوب ساخته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. She had her hair cut in a boyish style.
[ترجمه ترگمان]موهایش را با سبک پسرانه عوض کرده بود
[ترجمه گوگل]او موهای خود را به سبک پسرانه بریده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح ت ...

مترادف boyish

جوان (صفت)
adolescent , young , youthful , boyish
پسر مانند (صفت)
boyish

معنی کلمه boyish به انگلیسی

boyish
• like a boy; for a boy; childish
• if you say that someone is boyish, you mean that you think they are like a boy in their appearance or behaviour.
boyish look
• appearance resembling that of a boy, youthful appearance

boyish را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فرهود
بچگانه
مثلا: اسم بچگانه boyish name

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی boyish
کلمه : boyish
املای فارسی : بییش
اشتباه تایپی : ذخغهسا
عکس boyish : در گوگل

آیا معنی boyish مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )