انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 951 100 1

brainstorming

تلفظ Brainstorming
تلفظ Brainstorming به آمریکایی/ˈbreɪnˌstɔːrmɪŋ/ تلفظ Brainstorming به انگلیسی/ˈbreɪnstɔːmɪŋ/

ذهن انگیزی کردن، (در مورد چند نفر) فکرهای خود را روی هم گذاشتن، (قدیمی) تشنجات مغزی و عصبی، آشفتگی های ناگهانی مغزی، فکر بکر، الهام ناگهانی، اندیشه ی ناگهانی و سازنده، طوفان مغزی، (امریکا) گردهمایی که در آن همه (بدون در نظر گرفتن ارشدیت یا نوبت) چاره ها و اندیشه های خود را ابراز می کنند، مشکل گشایی گروهی، اندیشه گشایی، تبادل اندیشه

بررسی کلمه brainstorming

اسم ( noun )
• : تعریف: a spontaneous and unrestrained discussion by a group of people for the purpose of generating new ideas or solving problems.

- Two hours of brainstorming resulted in a new design for the company's logo.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] دو ساعت طوفان فکری به طراحی جدید برای لوگوی این شرکت انجامید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] دو ساعت از طوفان مغزی منجر به طراحی جدیدی برای لوگو شرکت شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه brainstorming در جمله های نمونه

1. Brainstorming is a good way of generating ideas.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ایده پردازی روشی خوب برای ایجاد ایده‌ها است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]طوفان مغزی راه خوبی برای تولید ایده ها است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. We're having a brainstorming session on Friday.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما روز جمعه جلسه طوفان فکری داشتیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما در روز جمعه یک جلسه طوفان مغزی داریم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. We need to do some brainstorming before we get down to detailed planning.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما باید قبل از اینکه به برنامه‌ریزی دقیق برسیم کمی فکر کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]قبل از اینکه ما به برنامه ریزی دقیق برسیم، باید یک طوفان مغزی را انجام دهیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The idea of a brainstorming session is to look forward.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ایده یک جلسه طوفان فکری این است که به جلو نگاه کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ایده یک جلسه طوفان مغزی، نگاه کردن به آینده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Convene an instant training workshop aimed at brainstorming out ten profit-making opportunities.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برگزاری یک کارگاه آموزشی فوری با هدف طوفان فکری ده فرصت کسب سود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک کارگاه آموزش فوری را با هدف آگاهی دهی ده فرصت دهی به سود ایجاد کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Sections and departments hold brainstorming sessions and posters are displayed to encourage the climate of innovation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بخش‌ها و بخش‌ها جلسات طوفان فکری برگزار می‌کنند و پوسترها برای تشویق فضای نوآوری به نمایش گذاشته می‌شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بخش ها و بخش ها جلسات طوفان آمیز را برگزار می کنند و پوسترها برای تشویق جو زمین نوآوری نمایش داده می شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Brainstorming on creative tasks has been a major activity in the advertising business where it began in the 1930s.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ایده پردازی در کاره‌ای خلاقانه یک فعالیت عمده در کسب‌وکار تبلیغات بوده‌است که در دهه ۱۹۳۰ شروع شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]طوفان مغزی در وظایف خلاق فعالیت اصلی در کسب و کار تبلیغاتی است که در دهه 1930 آغاز شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. From brand image to brainstorming, and payback to point of sale the coverage is both comprehensive and up-to-date.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از تصویر برند گرفته تا طوفان فکری، و بازگشت سرمایه به نقطه فروش، هم جامع و هم تا به امروز است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پوشش از نظر نام تجاری به طوفان مغزی و بازپرداخت به نقطه فروش هم جامع و هم به روز است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. We start brainstorming what to do: we can drive to Embassy Beach and go skinny-dipping.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما شروع به طوفان فکری می‌کنیم که چه کار کنیم: ما می‌توانیم به ساحل سفارت برویم و لاغر شویم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما شروع به طوفان می کنیم تا بتوانیم به سوی سفارتخانه رانندگی کنیم و به لاغر شدن بپردازیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. We meet monthly for brainstorming and long-range planning.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما ماهانه برای طوفان فکری و برنامه‌ریزی بلند مدت همدیگر را ملاقات می‌کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما ماهانه برای طوفان مغزی و برنامه ریزی طولانی مدت ملاقات می کنیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Group brainstorming appears to inhibit creativity, not stimulate it.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به نظر می‌رسد که گروه طوفان فکری مانع خلاقیت می‌شود، نه تحریک آن
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به نظر میرسد فتوشاپی گروهی خلاقیت را مهار کرده و تحریک نمیکند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Dan leads them through a brainstorming session during which they list these on the board for further consideration.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دن آن‌ها را در طول یک جلسه طوفان فکری هدایت می‌کند که در طی آن آن‌ها این افراد را برای بررسی بیشتر در این صفحه قرار می‌دهند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دن آنها را از طریق یک جلسه طوفان مغزی می اندازد که طی آن آنها را برای بررسی بیشتر در هیئت مدیره فهرست می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. What followed were long brainstorming sessions that finally yielded the Foxfire magazine in its original form as a school literary magazine.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آنچه پس از آن اتفاق افتاد جلسات طوفان فکری طولانی بود که در نهایت باعث شد که مجله Foxfire به شکل نسخه اصلی خود به عنوان یک مجله ادبی مدرسه انتخاب شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پس از آن، جلسات طوفان مغزی شدید بود که در نهایت مجله Foxfire را به عنوان مجله ادبی مدرسه دریافت کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The college is holding a brainstorming session to look at possible funding sources.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این کالج یک جلسه طوفان فکری برگزار می‌کند تا به منابع مالی احتمالی نگاه کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این کالج یک جلسه طوفان مغزی را برای بررسی منابع مالی احتمالی برگزار می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه brainstorming به انگلیسی

brainstorming
• creative thinking and problem solving method in which a number of people get together and spontaneously contribute ideas and solutions
• a brainstorming session is a meeting of people in order to develop ideas together.

brainstorming را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی brainstorming

فریماه رفیعی ١٠:٢٤ - ١٣٩٦/٠٧/١١
ترسیم نقشه ی ذهن
|

محدثه ضمیری ٠٠:٠٠ - ١٣٩٧/٠٥/١٧
ایده پردازی
|

علیرضا خلیلیان ٢٣:٤٦ - ١٣٩٧/٠٨/٠٥
اندیشه باران، طوفان فکری، یورش فکری: فن خلاقیت فردی یا گروهی است که در طی آن، با جمع‌آوری فهرستی از ایده‌ها که خودبه‌خود توسط اعضا تولید می‌شود، برای رسیدن به یک جمع‌بندی در مورد یک مسئله تلاش می‌شود. هر فرد می تواند آزادانه فکر کند و هرچه ایده به ذهنش خطور می کند را ارائه دهد. همه ایده ها بدون نقد یادداشت می شوند و سپس مورد ارزیابی قرار می گیرند. امروزه از این اصطلاح، برای اشاره کلی به تمام انواع جلسات ایده‌پردازی استفاده می‌شود.
|

sudabeh ٠٣:٢٦ - ١٣٩٧/٠٩/٢٠
هجوم افکار ، مشغولیت ذهنی
|

آرمان ١٨:٠٢ - ١٣٩٧/١٠/٠٢
هم اندیشی
|

ebitaheri@gmail.com ٠٠:٣٤ - ١٣٩٨/٠٤/٠٦
بارش فکری ، بارش ذهنی
|

پیشنهاد شما درباره معنی brainstorming



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی brainstorming
کلمه : Brainstorming
املای فارسی : برینسترمینگ
اشتباه تایپی : ذقشهدسفخقئهدل
عکس Brainstorming : در گوگل


آیا معنی brainstorming مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )