انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1010 100 1

branches

تلفظ Branches
تلفظ Branches به آمریکایی تلفظ Branches به انگلیسی

System.String[]

واژه branches در جمله های نمونه

1. branches that had been contorted by wind and storm
ترجمه شاخه‌هایی که باد و توفان آنها را کج و معوج کرده بود.

2. branches that quaked in the spring breeze
ترجمه شاخه‌هایی که در نسیم بهاری می‌لرزیدند

3. branches waved gently and shed their leaves
ترجمه شاخه‌ها به آرامی نوسان می‌کردند و برگ‌های خود را می‌ریختند.

4. branches weighed down with fruit
ترجمه شاخه‌هایی که میوه بر آنها سنگینی می‌کرد

5. branches were shaking in the wind
ترجمه شاخه‌ها در باد تکان می‌خوردند.

6. dead branches had damed up the gutter
ترجمه شاخ و برگ مرده (یا پوسیده) جوی را بند آورده بود.

7. green branches are still pliable
ترجمه شاخه‌های سبز هنوز خمپذیرند.

8. its branches grow horizontally
ترجمه شاخه‌های آن به طور افقی رشد می‌کنند.

9. the branches daily receive their orders from the parent company
ترجمه شعبه‌ها دستورات خود را روزانه از شرکت مادر دریافت می‌دارند.

10. the branches swayed gently
ترجمه شاخه‌ها آرام تکان می‌خوردند.

11. tree branches which were overburdened with ice and snow
ترجمه شاخه‌های درختانی که زیر بار یخ و برف خم شده بودند

12. the company's branches proliferated fast
ترجمه شعبه‌های شرکت به سرعت فزونی یافت.

13. the cut-off branches lay scattered on the ground
ترجمه شاخه‌های بریده شده به‌طور پراکنده روی زمین افتاده بودند.

14. the lateral branches of a tree
ترجمه شاخه‌های کناری درخت

15. the quivering branches of a tree in a spring breeze
ترجمه شاخه‌های لرزان درخت در نسیم بهاری

16. the tangled branches of this forest's trees
ترجمه شاخ و برگ درهم گیر افتاده‌ی درختان این جنگل

17. the young branches of the old tree
ترجمه شاخه‌های نورسته‌ی درخت کهنسال

18. to trim dead branches off a tree
ترجمه شاخه‌های مرده‌ی درخت را زدن

19. trees tossed their branches in the stiff wind
ترجمه شاخه‌های درختان در باد شدید تکان می‌خورد.

20. a tree spreading its branches abroad
ترجمه درختی که شاخه‌های خود را به اطراف گسترده است

21. a tree with patulous branches
ترجمه درختی با شاخ و برگ گسترده

22. a weeping willow's flexible branches
ترجمه شاخه‌های قابل انعطاف بید مجنون

23. after aliabad the road branches
ترجمه بعد از علی‌آباد جاده منشعب می‌شود.

24. all night, the top branches of the tree nodded in the wind
ترجمه سرشاخه‌های درخت همه‌ی شب در باد تکان می‌خوردند.

25. he chopped off the branches
ترجمه او شاخه‌ها را زد.

26. in kashan the road branches off in three directions
ترجمه در کاشان جاده به سه شاخه منشعب می‌شود.

27. the gardener cut the branches of the tree
ترجمه باغبان شاخه‌های درخت را برید.

28. the old tree's diffuse branches
ترجمه شاخه‌های پراکنده‌ی درخت کهن

29. the wind caused the branches to dip in and out of the water
ترجمه باد موجب شد که شاخه‌ها مرتبا در آب فرو بروند و در بیایند.

30. a dead tree with brittle branches
ترجمه درخت خشک با شاخه‌های شکننده

31. a tree that reaches its branches over the wall
ترجمه درختی که شاخه‌های آن از روی دیوار رد می‌شود

32. he ran crashing through the branches
ترجمه او دوان دوان شاخه‌ها را شکست و رد شد.

33. petrochemistry is one of the branches of the science of chemistry
ترجمه پتروشیمی یکی از شاخه‌های علم شیمی است.

34. the river divides into three branches
ترجمه رودخانه به سه شاخه تقسیم می‌شود.

35. the tree had stretched its branches over the cabin
ترجمه درخت شاخه‌های خود را برفراز کلبه گسترده بود.

36. a bird was tilting among the branches
ترجمه پرنده‌ای در میان شاخ و برگ پس و پیش می‌رفت.

37. here the river parts into two branches
ترجمه در اینجا رودخانه به دو شاخه تقسیم می‌شود.

38. the tree has put forth new branches
ترجمه درخت شاخه‌های تازه درآورده است.

39. the wind kept sighing in the branches
ترجمه باد همچنان در میان شاخه‌ی درختان صدایی آه‌مانند ایجاد می‌کرد.

40. to thin out some of the branches
ترجمه برخی از شاخ و برگ‌ها را هرس کردن

41. he lay down and looked at the branches above
ترجمه او دراز کشید و به شاخه‌های بالای سرش نگاه کرد.

42. she raised her hand up to fend branches from her eyes
ترجمه دستش را بلند کرد تا شاخه‌ها را از جلوی چشمان خود کنار بزند.

43. the child's neck was caught between two branches and she strangled
ترجمه گردن کودک میان دوشاخه گیرافتاد و او خفه شد.

44. the elk's antlers got entangled in the branches of the tree
ترجمه شاخ گوزن در شاخه‌های درخت گیر کرد.

45. they educate the children in all scientific branches
ترجمه آنان کودکان را در کلیه‌ی رشته های علمی آموزش می‌دهند.

46. this check will be bankable in all our branches
ترجمه این چک در همه‌ی شعبه‌های ما پذیرفتنی خواهد بود.

47. to improvise a bed out of leaves and branches
ترجمه از شاخ و برگ بستر خواب ساختن

48. after passing cairo, the nile forks out into many branches
ترجمه پس از عبور از قاهره رود نیل به چندین شاخه بخش می‌شود.

49. here the river is entire but later it divides into three branches
ترجمه در اینجا رودخانه یکپارچه است ولی بعدا به سه شاخه منشعب می‌شود.

مترادف branches

فروع (اسم)
branches , minutiae

معنی کلمه branches به انگلیسی

trimmed branches
• branches that were cut off, branches removed while pruning trees
upper branches
• treetop, limbs of a tree located near the top

branches را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی branches

Abas ٢٢:٥٦ - ١٣٩٦/٠٣/٣٠
شعب بانک
|

Hadis Mousavi ٢١:٢٢ - ١٣٩٦/٠٤/٢٩
شاخه درخت/انشعاب/اتصال رشته ای
|

محمد عبدالعلی‌پور ١٧:٣١ - ١٣٩٦/٠٨/٢٠
شُعَب و فروع
|

bahar ١١:٠٦ - ١٣٩٦/٠٩/٢٧
شعبه ها
|

amirreza ٢٠:٣٣ - ١٣٩٦/١٠/٢٤
شعبه ها
|

Exo_L ١٧:٠١ - ١٣٩٦/١٢/١٤
شاخه،انشعاب،فروغ
|

امیررضا فرهید ١٧:٥٣ - ١٣٩٨/٠٢/٠٦
شعبه و یا به معنی از یک ریشه
|

پیشنهاد شما درباره معنی branches



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی branchesکلمه : Branches
املای فارسی : برانچس
اشتباه تایپی : ذقشدزاثس
عکس Branches : در گوگل


آیا معنی branches مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )