انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1067 100 1

break even

تلفظ break even
تلفظ break even به آمریکایی/ˈbreɪkˈiːvn̩/ تلفظ break even به انگلیسی/breɪkˈiːvn̩/

گونه ای رقص جدید که همراه است با عملیات آکروباتیک و چرخش های تند، عدول یا سرپیچی (از سنت یا روش و غیره)، جدا شده، جدایی گرای، انشعابی، ترک، (تئاتر و غیره) زودشکن (اشیای قلابی که در صحنه های زد و خورد و غیره به آسانی و به طور بی خطر شکسته یا متلاشی می شوند)، (عامیانه - مسابقات و غیره) مساوی کردن، برابر شدن، سر به سر شدن، بی سود و زیان شدن، صافی درامدن، سربسرشدن

بررسی کلمه break even

عبارت ( phrase )
• : تعریف: to emerge from a transaction without profits or losses.
مشابه: balance, manage, tie
صفت ( adjective )
• : تعریف: of or designating a point at which credits and debits are equal, as in a business that shows neither a profit nor a loss.

واژه break even در جمله های نمونه

1. Taylor's business just managed to break even last month.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کار تیلور فقط یک ماه پیش موفق شده بود از هم جدا بشه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کسب و کار تیلور موفق به شکستن حتی ماه گذشته
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. We're hoping that we'll at least break even, and perhaps make a small profit.
ترجمه کاربر [ترجمه Sajad] ما امیدواریم که حداقل سر به سر شود یا شاید کمی سود ببریم
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]امیدواریم که حداقل یک کم استراحت کنیم و شاید هم سود کوچکی به دست بیاوریم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما امیدوار هستیم که حداقل دست کم خراب کنیم و شاید سود کمی به دست آوریم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. The airline hopes to break even next year and return to profit the following year.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این شرکت هواپیمایی امیدوار است سال آینده را بشکند و سال آینده به سود خود باز گردد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این شرکت هواپیمایی امیدوار است حتی سال آینده نیز شکست بخورد و در سال بعد سود خود را به دست آورد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Orange is expected to break even in net income terms by 199
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نارنجی انتظار می‌رود که با ۱۹۹ قانون درآمد خالص ۱۹۹ فرد شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پیش بینی می شود که نارنجی حتی در شرایط خالص درآمد سالیانه 199 باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Fujitsu says it expects to break even in 1993-9 with zero net profit.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Fujitsu می‌گوید که انتظار دارد در سال ۱۹۹۳ - ۹ با سود خالص صفر بشکند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فوجیتسو می گوید انتظار دارد که حتی در سال 1993-9 با سود خالص صفر صعود کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The company is aiming to break even at the pretax level in the year ending March 3
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این شرکت قصد دارد در پایان سال جاری تا ۳ مارس، حتی در سطح pretax هم بشکند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این شرکت قصد دارد تا در سه ماهه سوم سال جاری، حتی در سطح پیش پرداخت، شکست بخورد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. That could break even a high roller like Baltimore owner Peter Angelos.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این میتونه حتی یه ترن هوایی مثل \"پیتر Angelos\" رو هم از بین ببره
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این می تواند حتی یک رول بالا مانند صاحب بالتیمور پیتر آنجلوس شکستن
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Therefore, if the firms involved are to break even, how should they do it?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بنابراین، اگر شرکت‌ها درگیر این کار هستند، چگونه باید آن را انجام دهند؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بنابراین، اگر شرکت کنندگان درگیر شوند، باید آنها را شکست دهند، چگونه باید این کار را انجام دهند؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. If we can break even - as I think we will - it will be a qualified success.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اگر ما بتوانیم حتی - همانطور که فکر می‌کنم ما - موفق خواهیم شد - موفق خواهیم بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگر ما بتوانیم حتی - به عنوان من فکر می کنم که ما می توانیم شکستن - این موفقیت واجد شرایط خواهد بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Port executives say that maritime operations should break even by 1999 or 2000.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مدیران اجرایی بندر می‌گویند که عملیات دریایی باید حتی تا سال ۱۹۹۹ یا ۲۰۰۰ قطع شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مدیران بندر می گویند که عملیات دریایی باید حتی تا سال 1999 یا 2000 هم شکست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. If we're lucky, we'll break even.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اگر خوش‌شانس باشیم، حتی به هم می‌زنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگر ما خوش شانس باشیم، حتی خواهیم شکست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The second statement -- you can't break even -- means that due to ever-increasing entropy, you can't return to the same energy state.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دومین بیانیه - - شما نمی‌توانید حتی - - به این معنی که به خاطر آنتروپی زیاد، شما نمی‌توانید به همان وضعیت انرژی برگردید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بیانیه دوم - شما نمی توانید حتی شکستن - بدان معنی است که با توجه به آنتروپی در حال افزایش است، شما نمی توانید به حالت انرژی بازگشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. I see you hope to break even in under three years.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] می‌بینم که امیدوار بودی تا سه سال دیگه از هم جدا بشی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من می بینم که امیدوارم حتی در کمتر از سه سال هم شکست بخوره
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Red Man snuff should break even this year, the CEO said.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مدیر عامل گفت که سیگار مرد قرمز باید حتی در سال جاری هم بشکند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مدیر اجرایی گفت: 'انسان قرمز انسان باید سال گذشته صبر کند '
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. If you gamble you're lucky when you break even.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اگر قمار کنی شانس آوردی که به هم می‌زنی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگر شما قماربازی می کنید خوش شانس هستید وقتی که شما حتی شکستن
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی break even در دیکشنری تخصصی

break even
[ریاضیات] سر به سر شدن، بی سود، سر به سر
[حسابداری] تجزیه و تحلیل سر به سر
[ریاضیات] تجزیه و تحلیل نقطه ی سر به سر، تجزیه و تحلیل سر به سری، تحلیل نقطه ی سر به سری
[حسابداری] نمودار سر به سر
[حسابداری] نمودار های سربه سری
[معدن] عیار حد س ربه سری (عمومی استخراج)
[زمین شناسی] عیار حد سر به سری عیاری که به ازاء آن ارزش خالص صفرباشد.
[حسابداری] نقطه سربه سری
[ریاضیات] نقطه ی سر به سری، نقطه ی سر به سر
[معدن] نسبت باطله برداری سر به سری (معادن روباز)

معنی کلمه break even به انگلیسی

break even
• finish with no losses; end in a tie, end with an equal score
break even point
• point at which gains and losses are equal (business)

break even را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

nima ٠١:٤٤ - ١٣٩٦/٠٢/١٦
نه سود نه ضرر
|

Mr.kheirkhah ٢٣:٤٨ - ١٣٩٧/٠٢/٢٦
نه سود و نه ضرر کردن
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی break even
کلمه : break even
املای فارسی : بریک ایون
اشتباه تایپی : ذقثشن ثرثد
عکس break even : در گوگل


آیا معنی break even مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )