انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 895 100 1

brew

تلفظ brew
تلفظ brew به آمریکایی/ˈbruː/ تلفظ brew به انگلیسی/bruː/

معنی: اختلاط، امیختن، دم کردن
معانی دیگر: (آبجو) خیساندن و جوشاندن و تخمیر کردن، (آبجو) به عمل آوردن، سرشتن، (چای و غیره) دم کردن، مشروب دم کرده یا تخمیر شده، روش تخمیر، میزان تولید در هر تخمیر، توطئه کردن، نقشه کشیدن، تبانی کردن، در شرف تکوین بودن (توفان یا دردسر و غیره)، بوسیله جوشاندن وتخمیر ابجوساختن

بررسی کلمه brew

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: brews, brewing, brewed
(1) تعریف: to make (beer or ale) from malt and hops by a process of steeping, boiling, and fermenting.
مشابه: ferment

- Our company brews beer in an Old World process.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] شرکت ما آبجو را در یک فرآیند قدیمی جهانی کشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] شرکت ما آبجو را در یک فرآیند قدیمی جهان بکار می برد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: to make (a beverage) by boiling or steeping ingredients.
مشابه: boil, percolate, steep

- I'll brew another a pot of coffee.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] یه قوری دیگه قهوه درست می‌کنم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] من یک قوری قهوه دیگر را دم می کنم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: to develop or contrive (sometimes fol. by "up").
مترادف: concoct, contrive, cook up, devise, scheme
مشابه: arrange, hatch, plan, plot

- They brewed up a devious scheme.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] نقشه devious رو عوض کردن
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] آنها یک طرح غلطی تولید کردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
فعل ناگذر ( intransitive verb )
(1) تعریف: to make beer or ale, esp. as an occupation.

- Our family has been brewing for over a hundred years.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] خانواده ما بیش از ۱۰۰ ساله که داره آماده می شه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] خانواده ما بیش از یک صد سال طول کشید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: to form or develop in an impending or ominous manner.
مشابه: develop, form, gather, grow, impend, threaten

- Mischief was brewing that Halloween night.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] شیطنت در آن شب هالووین در حال رخ دادن بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] فریب خورده بود که شب هالووین
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- A storm seems to be brewing in the west.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] به نظر می‌رسد طوفانی در غرب برپا شده باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] به نظر می رسد طوفان در غرب غوطه ور است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
اسم ( noun )
مشتقات: brewer (n.)
(1) تعریف: a beverage made by brewing.
مشابه: ale, beer, beverage, coffee, concoction, drink, lager, tea

- The witches stirred their brew.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] جادوگرها brew رو تکون دادن
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] جادوگران آنها را دم کرده
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: a specific type or variety of beer or ale.
مشابه: ale, beer, lager, porter, stout

- It's a good liquor store, but they don't stock my favorite brew.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] مغازه لیکور فروشی خوب است، اما کافه مورد علاقه من نیست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] این یک فروشگاه مشروب خوب است، اما آنها مورد علاقه من دمیدن نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: (chiefly American: informal) a bottle or glass of beer or ale.
مشابه: ale, beer, lager

- We'd been out having a couple of brews.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] ما دوتا \"brews\" داشتیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] ما از داشتن چند زوج لذت می بریم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(4) تعریف: (chiefly British; informal) a quantity of tea for drinking.

- Why don't you go make us a brew?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] چرا نمیری برامون آبجو درست کنی؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] چرا شما به ما نوشیدن نمی دهید؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه brew در جمله های نمونه

1. last year's brew was better than this year's
ترجمه آبجو تخمیر شده‌ی پارسالی از امسالی بهتر است.

2. As you brew, so must you drink.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] همونطور که آبجو می‌خوری، پس باید مشروب بخوری
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همانطور که دم می کنید، باید بنوشید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. I'll get Venner to brew some tea.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]میرم چای درست کنم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من ونر را برای دمیدن چای آماده می کنم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Come into the kitchen while I brew up.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] وقتی که دارم آبجو می‌خورم، بیا تو آشپزخونه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در حالی که من دمش را به آشپزخانه می گردم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The brew tasted only remotely of beer.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کافه فقط از دور آبجو می‌خورد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دم فقط از راه دور از آبجو لذت می برد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Most cities generate a complex brew of pollutants.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بیشتر شهرها ترکیبی پیچیده از آلاینده‌ها ایجاد می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اکثر شهرها آلاینده های پیچیده ای تولید می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. I'll just let the tea brew for a minute before I pour it.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پیش از آن که آن را بریزم، چای را برای یک دقیقه دیگر خالی می‌کنم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من فقط یک دقیقه قبل از اینکه من بخورم چای را بگذارم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. His music is a heady brew of heavy metal and punk.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]موسیقی او یک ترکیب بی‌پروایی از فلز سنگین و پانک است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]موسیقی او سرآشپوش فلزات سنگین و پانک است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. I thought I'd try the local brew.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فکر کردم باید کافه را امتحان کنم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من فکر کردم من سعی می کنم آبجو محلی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The film is a rich brew of adventure, sex and comedy.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این فیلم ترکیبی غنی از ماجراجویی، سکس و کمدی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این فیلم غنی از ماجراجویی، جنس و کمدی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. You haven't let the tea brew long enough.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تو به اندازه کافی چای ندادی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شما اجازه ندهید که چای به اندازه کافی طول بکشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The boy just wants to brew mischief.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پسره فقط میخواد شعبده‌بازی کنه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پسر فقط می خواهد بدرفتاری کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. What's that witches' brew you're concocting there - surely you don't expect me to drink it?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن ساحر چه چیزی درست می‌کند - مطمئنا انتظار نداری که من آن را بخورم؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چطور جگر جادوئی را در آنجا می بینید - مطمئنا انتظار ندارید که من آن را بنوشم؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Let's brew up some more tea.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بیا چای بیشتری تهیه کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بیایید چای بیشتری بخوریم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف brew

اختلاط (اسم)
integration , synthesis , mix , brew , mixture , melange , intermixture , medley , conglomerate , welter , commixture , macedoine
امیختن (فعل)
incorporate , amalgamate , admix , mingle , mix , brew , knead , compound , synthesize , meddle , fuse , fuze , inosculate , interlard
دم کردن (فعل)
infuse , brew , stew , steepen

معنی عبارات مرتبط با brew به فارسی

(مشروب به ویژه آبجو) خانگی، خانه ساخته، مشروبات خانگی مثل ابجو

مخفف brew

عبارت کامل: Binary Run-time Environment for Wireless
موضوع: موبایل
BREW ( محیط زمان جریان دودویی برای بی سیم ) یک راه حل ایجادشده توسط Qualcomm برای دانلود کردن نرم افزارهای کوچک و محتوا به موبایل است. منحصرا در تلفن های CDMA یافت می شود. اجزای اصلی آن به کاربر امکان می دهد که نرم افزارهای کوچک را روی وسایل بی سیم مانند تلفن ها دانلود و اجرا کند. چنین نرم افزارهایی شامل بازی ها ، نرم افزار پی گیری هزینه یا ابزارهای نقشه برهم کنشی می باشد. این جزء BREW با J2ME رقابت می کند که یک تکنولوژی جاوا از Sun Microsystems است. بطور کلی ، BREW و جاوا سازگار نیستند.
زیر سیستم های BREW روی یک تلفن می توانند گرافیک و زنگ را نیز کنترل کنند. راه حل BREW همچنین شامل یک جزء سرور است که روی شبکه جا دارد. سرور BREW طرف شبکه دانلود های BREW را کنترل می کند که شامل صورتحساب است و همچنین می تواند برای محتوا و نرم افزارهای غیر BREW نیز بکار رفته و صورتحساب بدهد.

معنی brew در دیکشنری تخصصی

[نساجی] تخمیر کردن - رقیق کردن - اختلاط

معنی کلمه brew به انگلیسی

brew
• brewed beverage; cookery; type of strong drink
• stew, prepare; boil and ferment; be stewed or prepared, be boiled and fermented
• if an unpleasant situation is brewing, it is starting to develop.
• when you brew tea or coffee or when it brews, it is made by letting hot water absorb the flavour of tea leaves or ground coffee.
• a brew is a drink made by mixing something such as tea with hot water.
• when people brew beer, they make it.
craft brew
• craft beer, local beer, distinctly flavored beer brewed on a small scale and distributed only regionally
home brew
• home-brew is beer made in someone's home rather than in a brewery.

brew را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی brew

حسن امامی ٢٠:٢٦ - ١٣٩٧/٠٩/٢٦
دم کردن چایی
|

مرجان میری لواسانی ١٢:٣٧ - ١٣٩٧/١٢/٠٨
در موردطوفان : به پا شدن ( طوفانی که به پا شده )
|

ebitaheri@gmail.com ٠٧:٥٦ - ١٣٩٨/٠٢/٢٢
دَم‌آوری
|

پیشنهاد شما درباره معنی brew



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

کوشاترین کاربران در یک هفته گذشته

پرگفتگوترین واژگان در یک هفته گذشته

کوشاترین کاربران

پرگفتگوترین واژگان

توضیحات دیگر

معنی brew
کلمه : brew
املای فارسی : برو
اشتباه تایپی : ذقثص
عکس brew : در گوگل


آیا معنی brew مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )