برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1281 100 1

bridesmaid

/ˈbraɪdzˌmed/ /ˈbraɪdzmeɪd/

معنی: ساقدوش عروس، ندیمه عروس
معانی دیگر: ندیمه ی عروس، یکی از چند زنی که در مراسم ازدواج (به ویژه در کلیسا) عروس را همراهی می کنند، ساقدوش

بررسی کلمه bridesmaid

اسم ( noun )
• : تعریف: a woman who attends the bride in a wedding ceremony.

واژه bridesmaid در جمله های نمونه

1. Jo asked her sister to be bridesmaid.
[ترجمه هادی کرامتی] جو از خواهرش برای ساقدوش عروس بودن،درخواست کرد.
|
[ترجمه محمد م] جو از خواهرش خواست که ساقدوش عروس باشد.
|
[ترجمه ترگمان]جو از خواهرش خواست که ساقدوش عروس بشه
[ترجمه گوگل]جی خواهر خواهرش را به عنوان برادرزاده خواسته بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. We need one groomsman for each bridesmaid.
[ترجمه محمد م] ما برای هر ساقدوش عروس، به یک ساقدوش داماد نیاز داریم|
[ترجمه ترگمان]ما به یه ساقدوش برای هر ساقدوش نیاز داریم
[ ...

مترادف bridesmaid

ساقدوش عروس (اسم)
bridesmaid , matron of honor , matron of honour
ندیمه عروس (اسم)
bridesmaid

معنی کلمه bridesmaid به انگلیسی

bridesmaid
• female attendant to the bride; (british) flower girl
• a bridesmaid is a woman or a girl who helps and accompanies a bride on her wedding day.

bridesmaid را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Michael
ساقدوش عروس
Mohammadreza Akbarian
ندیمه عروس " شخصی که کمک یاره عروس هستش تو عروسی مثلا ساقدوش میگیره و ...
" bridesmaid یک شخص هست نه یک چیز "

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی bridesmaid
کلمه : bridesmaid
املای فارسی : بریدسمید
اشتباه تایپی : ذقهیثسئشهی
عکس bridesmaid : در گوگل

آیا معنی bridesmaid مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )