برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1326 100 1

bring back

/brɪŋ bæk/ /brɪŋ bæk/

1- باز آوردن 2- به یاد آوردن، به خاطر خطور دادن

واژه bring back در جمله های نمونه

1. All the treasures of the earth would not bring back one lost moment.
[ترجمه علیرضا] تمام گنجینه های جهان نمی توانند یک لحظه ی از دست رفته را برگردانند.
|
[ترجمه ترگمان]تمام گنجینه‌های جهان یک لحظه از دست نخواهد رفت
[ترجمه گوگل]تمام گنجینه های زمین یک لحظه گمشده را بر نمی گرداند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Bring back some tea for me.
[ترجمه ترگمان]برای من چای بیاور
[ترجمه گوگل]چای برای من بفرست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Please bring back all library books by the end of the week.
[ترجمه ترگمان]لطفا تمام کتاب‌های کتابخانه را تا آخر هفته بیاورید
[ترجمه گوگل]لطفا همه کتاب های کتابخانه را تا انتهای هفته بازگردانید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Please bring back the book tomorrow.
...

معنی کلمه bring back به انگلیسی

bring back
• make return

bring back را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Raif
برگرداندن
احسان جهروتی
زنده کردن خاطرات
Mehdi.mz
باز پس فرستادن
وفا
بازگرداندن
27am
?What brings you back to london
چی تو رو به لندن کشونده
wizard
برمی گردیم
سید محمد هاشمی
Bring sb/sth back:
(کسی/ چیزی رو هنگام برگشت ) با خود بردن



Longman:👇👇👇
to take something or someone with you when you come back from somewhere

Eg: Don’t forget to bring something back for the kids.
یادت نره یه چیزی رو همراه خودت برای بچه ها ببری.
مهدی صباغ
زنده کردن خاطرات
تجدید خاطره کردن
به گذشته کردن
یاد گذشته ها افتادن
از قدیم ها یاد کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی bring back
کلمه : bring back
املای فارسی : برینگ باک
اشتباه تایپی : ذقهدل ذشزن
عکس bring back : در گوگل

آیا معنی bring back مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )