انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1010 100 1

bring back

تلفظ bring back
تلفظ bring back به آمریکایی/brɪŋ bæk/ تلفظ bring back به انگلیسی/brɪŋ bæk/

1- باز آوردن 2- به یاد آوردن، به خاطر خطور دادن

واژه bring back در جمله های نمونه

1. All the treasures of the earth would not bring back one lost moment.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تمام گنجینه‌های جهان یک لحظه از دست نخواهد رفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تمام گنجینه های زمین یک لحظه گمشده را بر نمی گرداند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Bring back some tea for me.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برای من چای بیاور
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چای برای من بفرست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Please bring back all library books by the end of the week.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]لطفا تمام کتاب‌های کتابخانه را تا آخر هفته بیاورید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]لطفا همه کتاب های کتابخانه را تا انتهای هفته بازگردانید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Please bring back the book tomorrow.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] لطفا فردا کتاب رو برگردون
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]لطفا فردا کتاب را بازگردانید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. What shall I bring back for the children from Paris?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من از پاریس چه خواهم آورد؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای کودکان پاریس چه باید کرد؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Those old songs bring back memories.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اون آهنگ‌های قدیمی خاطراتی رو زنده می کنه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این آهنگ های قدیمی خاطرات را به یاد می آورند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. She went to Paris to bring back her errant son.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به پاریس رفت تا پسر errant را به خانه بیاورد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به پاریس رفت تا پسر فریبنده اش را باز کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. It's now unlikely that future parliaments will bring back the death penalty.
ترجمه کاربر [ترجمه علی] اکنون بعید است که پارلمان های بعدی مجازات اعدام را احیا کنند
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اکنون بعید است که پارلمان‌های آینده مجازات اعدام را به تعویق بیاندازند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در حال حاضر بعید است که پارلمان آینده مجازات اعدام را مجددا بازگردانند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Should we bring back the birch as a punishment?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آیا باید از درخت غان را به عنوان تنبیه بر گردونیم؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا ما باید به عنوان یک مجازات برگردیم؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The photos bring back lots of good memories.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]عکس‌ها خاطرات خوب بسیاری را به همراه می‌آورند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]عکس ها خاطرات خوبی را پشت سر می گذارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The city council has decided to bring back the old electric trams.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شورای شهر تصمیم گرفته‌است که the برقی قدیمی را مجددا باز گرداند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شورای شهر تصمیم گرفته است که تراموا الکتریکی قدیمی را بازگرداند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. This is going to bring back into print and the public eye the real man.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این قرار است به چاپ برسد و مردم واقعی به چشم مردم نگاه کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این در حال رفتن به چاپ و چشم عمومی مرد واقعی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. If one effect of recession is to bring back collecting, rather than investing, then the market will recover.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اگر یکی از اثرات رکود اقتصادی، به جای سرمایه‌گذاری، جمع‌آوری شود، پس بازار بهبود خواهد یافت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگر یک اثر از رکود به جمع آوری بازگرداندن، و نه سرمایه گذاری، پس از آن بازار بهبود خواهد یافت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. When can you bring back those books I lent you?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کی می‌توانی آن کتاب‌هایی را که به تو قرض دادم برگرداند؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چه زمانی می توانم کتابهایی را که من به شما قرض دادم بازگردانم؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. This time you bring back a whole box of plugs to put under the counter.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این دفعه یک جعبه پر از دو شاخه داری که باید زیر پیشخوان جا بدهی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این بار شما یک جعبه ای کامل از شاخه ها را به زیر شمارنده می آورید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه bring back به انگلیسی

bring back
• make return

bring back را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی bring back

Raif ١٨:٣٦ - ١٣٩٦/٠٤/٢٦
برگرداندن
|

احسان جهروتی ١٢:٥٣ - ١٣٩٦/١٠/٠٤
زنده کردن خاطرات
|

Mehdi.mz ١٨:٥٩ - ١٣٩٧/٠٥/٠١
باز پس فرستادن
|

وفا ٢١:٢٥ - ١٣٩٧/٠٦/٢٦
بازگرداندن
|

27am ٠٨:١٤ - ١٣٩٧/١٠/١٢
?What brings you back to london
چی تو رو به لندن کشونده
|

wizard ٠١:١٢ - ١٣٩٧/١٢/١٧
برمی گردیم
|

پیشنهاد شما درباره معنی bring back



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی bring back
کلمه : bring back
املای فارسی : برینگ باک
اشتباه تایپی : ذقهدل ذشزن
عکس bring back : در گوگل


آیا معنی bring back مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )