انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1070 100 1

browse

تلفظ browse
تلفظ browse به آمریکایی/ˈbraʊz/ تلفظ browse به انگلیسی/braʊz/

معنی: چریدن
معانی دیگر: (در مورد حیوان) شاخ و برگ نرم را خوردن، سرشاخه خوردن، چریدن و گزیدن سرشاخه، جویدن، دستچین کردن، جسته گریخته خواندن، شاخ و برگ نرم درخت و بته (که حیوانات می خورند)، جسته گریخته عباراتی از کتاب خواندن

بررسی کلمه browse

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: browses, browsing, browsed
(1) تعریف: to graze or feed on.
مترادف: graze
مشابه: eat, nibble

- Cattle are browsing the grass.
ترجمه کاربر [ترجمه Yousef] گاوها درحال چریدن علف هستند.
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] گاوها در حال مرور علف‌ها هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] گاو در حال دیدن چمن است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: to look through (a book, magazine, or the like) in a leisurely way.
مترادف: look over
متضاد: pore
مشابه: leaf through, scan, skim, thumb
فعل ناگذر ( intransitive verb )
(1) تعریف: to graze or feed on growing plants.
مترادف: graze, pasture
مشابه: eat, feed, nibble

(2) تعریف: to examine items in a leisurely way.
مترادف: poke around
مشابه: shop, window-shop

- I'm just browsing, not shopping.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] فقط مرور می‌کنم، نه خرید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] من فقط در حال مرور، خرید نیستم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
اسم ( noun )
مشتقات: browser (n.)
• : تعریف: new plant growth, such as shoots, leaves, and the like, that is suitable for grazing.
مشابه: grass, shoots

واژه browse در جمله های نمونه

1. I stopped in several bookstores to browse.
ترجمه کاربر [ترجمه عسگر] در چندین کتافروشی ایستادم تا جست و جو کنم
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در چندین کتابفروشی ها ایستادم تا مرور کنم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من در چندین کتاب فروشی متوقف شدم تا فهرست کنم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. We had a quick browse around the shops.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به اطراف مغازه‌ها سرک کشیدیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما یک فروشگاه سریع در اطراف فروشگاه داشتیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. We went for a browse around an antique shop.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما دنبال یه گشت و گذار اطراف یه مغازه آنتیک فروشی گشتیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما برای مرور یک فروشگاه عتیقه رفتیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The gift shop is well worth a browse.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فروشگاه هدیه ارزش مرور دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فروشگاه هدیه به ارزش فهرست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. I had a browse through the books on his desk.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من مشغول بررسی کتاب‌های روی میزش بودم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من از طریق کتاب روی میز خود مرور کردم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Slow music encourages supermarket-shoppers to browse longer but spend more.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]موسیقی کند خریداران سوپر مارکت را تشویق می‌کند که طولانی‌تر بگردند اما بیشتر خرج کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]موسیقی آهسته خریداران فروشگاه های سوپرمارکت را برای مرور طولانیتر اما بیشتر خرج می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. You are welcome to come in and browse.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خوش آمدید داخل شوید و مرور کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شما می توانید وارد شوید و فهرست کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Learn to browse, seeking out unfamiliar authors and new books alike.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یاد بگیرید که مرور کنید، به دنبال نویسندگان ناآشنا و کتاب‌های جدید باشید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یاد بگیرید که به دنبال یافتن نویسندگان ناآشنا و کتابهای جدید بگردید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. You may browse in the shops without being shadowed or prodded into buying.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ممکن است شما به مغازه‌ها نگاه کنید، بدون اینکه به دنبال سایه و یا ترغیب به خرید باشید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شما ممکن است در مغازه ها بدون سایه و یا خریداری کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. To browse the groups, click inside the Newsgroups window and scroll up and down using your arrow keys or mouse wheel.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برای مرور این گروه‌ها، در داخل پنجره Newsgroups کلیک کرده و از کلیدهای فلش یا چرخ موشی استفاده کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای مرور گروه ها، در داخل پنجره Newsgroups کلیک کنید و با استفاده از کلیدهای جهت دار یا چرخ موس خود را به بالا و پایین پیمایش کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. In the next window, browse to the file's location on your hard drive and select it, then click Next.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در پنجره بعدی، روی دیسک سخت خود به محل فایل بروید و آن را انتخاب کنید، سپس روی Next کلیک کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در پنجره بعدی، به محل فایل بر روی هارد دیسک خود بروید و آن را انتخاب کنید، سپس روی Next کلیک کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Users now wanted to connect to the Internet, browse the World Wide Web, send e-mail and read newsgroup messages.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کاربران اکنون می‌خواهند به اینترنت وصل شوند، وب گسترده اینترنت را مرور کنند، ایمیل ارسال کنند و پیام‌های خبری را بخوانند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کاربران اکنون می خواهند به اینترنت متصل شوند، وب سایت را مرور می کنند، ایمیل ها را ارسال و پیام های گروه های خبری را بخوانند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The pier will bring more tourists, who will browse the boutiques and souvenir stores before boarding their ship at night.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این اسکله گردشگران بیشتری را به همراه خواهد آورد، که قبل از سوار شدن به کشتی در شب به فروشگاه‌ها و فروشگاه‌های سوغاتی خواهند رفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اسکله توریست های بیشتری را خواهد یافت که بوتیک ها و فروشگاه های سوغات را قبل از سوار شدن به کشتی خود مرور می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Occasionally I treated myself to a half hour browse in a bookshop.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گهگاه در یک کتاب‌فروشی نیم ساعتی با خودم رفتار می‌کردم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گاهی اوقات من در یک کتابفروشی به نیم ساعت نگاه کردم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف browse

چریدن (فعل)
graze , grass , burn , browse , pasture

معنی browse در دیکشنری تخصصی

browse
[کامپیوتر] مرور کردن - مرورکردن . اکتشاف - جستجو محتویات شبکه جهانی یا اینترنت . جستجو ی محتویات یم دیسک گردان یا شبکه کاپیوتر از میان کامپیوترهای شبکه در زمانی خاص و به طور خودکارانتخاب می شود.
[کامپیوتر] در ویندوز 95 و ویندوزهای بعدی . کامپیوتری در شبکه محلی که به سایر کامپیوترها اعلام مکند که کدامیک از منابع آماده است . این کامپیوتر از میان کامپیوترهای شبکه در زمانی خاص و به طور خودکار انتخاب می شود
[کامپیوتر] حالت ویرایش کامل ؛ حال بررسی عمومی

معنی کلمه browse به انگلیسی

browse
• act of grazing; food eaten while grazing; perusal, superficial glance
• graze, pasture; leaf through a book, peruse a book; wander and look at one's leisure; (computers) look over and explore searching for particular files or information on the world wide web, view data, surf the internet
• if you browse through a book or magazine, you look through it in a casual way.
• if you browse in a shop, you look at things in a casual way, without intending to buy anything. verb here but can also be used as a count noun with a supporting word or phrase. e.g. i had a browse in the children's picture book section.
• when animals browse or browse an area or particular plant, they feed on that area or plant.

browse را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

خورشید ٢٢:٠٩ - ١٣٩٦/٠٤/٢١
چرخیدن در بازار
|

Linda ١٦:٣٩ - ١٣٩٦/٠٦/٢٠
رجوع کردن
|

رایف یوسف نژاد ٢٢:٥٢ - ١٣٩٦/٠٦/٢٩
نگاه کردن،گشتی زدن
|

دکتر علی ناجی ٠٩:٥١ - ١٣٩٧/٠٥/٢٢
در مغازه پرسه زدن و دیدن کالاها بدون اینکه قصد خرید کالای خاصی را داشته باشید
|

مهديس ٠١:١٨ - ١٣٩٧/٠٨/١٩
going forest to browse the memories
|

عاطفه انارکی ١٨:٠٨ - ١٣٩٨/٠٢/١٣
نگاه کردن به چیزهای زیادی بدون توجه به یک چیز مثلا در بازار استفاده میشود
Ex:I am just browsing
من فقط دارم نگاه میکنم.
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Aryan > Be afraid
کیومرث > که ویار
سعیده > pluralistic
امین > hypotenuse
که و یار > کهو
Kimiya > Fitting rome
سیدنیشابوری > broke the camels back
افسانه > دست مریزاد

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی browse
کلمه : browse
املای فارسی : بروسر
اشتباه تایپی : ذقخصسث
عکس browse : در گوگل


آیا معنی browse مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )